در مساجد ما دعا و نماز هم معمولاً با ترکیبی از روضه و توسل است. به نظم باید روضه و توسلات، خارج از چارچوب عبادات، در ایام خاصی برگزار شوند و مکان های دیگر از قبیل تکیه و حسینیّه، به این امور اختصاص یابند. مساجد را بگذاند برای عبادت خدا، به گونه ای که ورود به مسجد نوعی احرام باشد. مساجد در کشورهای عربی کم و بیش چنین حال و هوایی دارند. ای کاش ما هم در این باره بیشتر دقت می کردیم.
***********************************
سلام . مطلب بالا رو چندي پيش يكي از دوستانمون در وبلاگشون آورده بودند بد نديدم كمي بيشتر با هم در مورد كاركرد مساجد بحث كنيم. و كمي بيشتر در نوشته ي دوستمان دقيق بشيم. ببينيم به كجا ميرسيم.
اين را قبول دارم كه مسجد فقط نبايد محل برگزاري عزاداري و فاتحه خواني باشد و يا نبايد بيشتر محل كارهايي بشود كه جنبه توجه خدا در انها كمتر است. مسجد محل عبادته. اينجا چند مورد هست يكي اينكه به چه كاري عبادت گفته ميشه! دوم اينكه اصلا ما براي چي عبادت مي كنيم؟! يعني نتيجه يك عبادت بايد چي باشه. طبيعي هست كه بعد از انجام عبادت ما بايد با قبل از انجام اون فرق بكنيم. يعني نتيجه عبادت بايد انسان سازي باشه. انساني به معناي تمام كلمه. با شكوفا شدن همه ي ابعاد وجودي و استعدادهايي كه براي رسيدن به هدف نهايي كمك حال انسان هستن. يعني وقتي كسي بعد مدتها عبادت كرد مثلا بشود حضرت امام(ره) بشود حاج احمد متوسليان و... نه اينكه مثلا بشود ابوموسي اشعري يا خوارجي كه پيشاني هايشان از زيادي سجده پينه بسته بود! اين يك. اما اينكه عبد خدا بودن و اصولا عبادت يعني چي؟! تعريف مفيد و مختصر و كاملش شايد اين باشه كه عبد بودن و عبادت خدا يعني شناخت تكليف و وظيفه و عمل به آن. يعني اصل و مغز عبادت شناخت تكليف و عمل به تكليف هست. و اينكه انسان هر كاري را كه انجام ميده جهت كسب رضاي خداوند باشه و مسلمه كه رضاي خدا وند در گرو عمل به تكليف هست. خب از اين بحث ها بگذريم كه به قول همين دوستمون خودتان كهنه آخونديد و مسأله دان.
" مساجد را بگذارند برای عبادت خدا، به گونه ای که ورود به مسجد نوعی احرام باشد."
خب اينجا پس سوال اينه كه ايا منظور ازعبادت فقط نماز خوندن و قرائت كتاب اسمانيه؟!
آيا مسجد نبايد جايي باشد به عنوان پايگاه فرهنگي تفكر اسلامي و شيعي؟!
آيا مسجد نبايد مكاني باشه كه به ما تزكيه رو همراه تعليم آموزش بده؟!
و نبايد مكاني باشه براي تربيت انسان؟! انساني بصير و اگاه به همه مسائل زمان؟!
انساني كه در سايه تربيت صحيح در مساجد براحتي بتونه درست و دقيق تكليف زمانش رو تشخيص بده و به اون عمل كنه؟!
آيا مسجد فقط بايد محل عبادتهاي فردي باشه هر چند اين عبادتهاي فردي به جماعت برگزار شوند؟!
آيا پيامبر از مسجد فقط همين استفاده را ميكرد؟! و ايا در زمان پيامبر مسجد مركز و مبدا همه تصميمات سياسي نظامي فرهنگي و ديني و به طور كلي مقر حكومت اسلامي نبود؟!
و آيا اگر به مسجد فقط به صورت محلي براي انجام عبادتهاي فردي نگاه كنيم مسجد همكاركرد كليسا و كنيسه نمي شود؟
اما به نظر من بهترين جا براي توسل به ائمه و همينطور برگزاري مراسم سوگواري اهل بيت مسجده! چرا در حالي كه ميشه با برگزاري اين مراسم در مسجد و در زمان مناسب و با برنامه ريزي دقيق اين مراسم پر بركت رو به نماز جماعت پيوند داد خودمون با دست خودمون و با ارجاع مراسمي از اين دست به تكيه ها و حسينيه ها اين پيوند رو از هم بگسليم. در صورتي كه مسجد محل همين عبادتها هم هست. كسي كه مسجد مي ايد بايد بداند نماز خواندن بدون ائمه پشيزي نمي ارزد و كسي هم كه براي اهل بيت عزاداري مي كند بايد بداند و بفهمد عزداري بي نماز سودي به حالش ندارد. اينها هركدام پل ان. پلهان،ميانبر ان و به قول بعضي اقايان معجونن! ضمن اينكه ما نبايد مراسم سوگواري يا شادي رو دست كم بگيريم. شهيد مطهري چي ميگه در مورد اين مراسم؟! ميگه بهترين فرصت براي بسط و آشنايي جوانان و مردم با اسلام همين منبرهاي مراسمه. اين فرصت ها را نبايد از دست داد.
البته من منكر اين نيستم كه مساجد ما نسبت به اوايل انقلاب نقشهاشون و كاركردشون كم رنگ تر شده! بحثم وضع موجود نيست (هر چند هنوز مساجد زيادي وجود دارند كه جوانان مشتاق را به سمت خودشون جذب مي كنن) بحثم وضعيه كه بايد باشه. دوستمان فرمودن ". مساجد را بگذاند برای عبادت خدا، به گونه ای که ورود به مسجد نوعی احرام باشد. مساجد در کشورهای عربی کم و بیش چنین حال و هوایی دارند. ای کاش ما هم در این باره بیشتر دقت می کردیم. "
سوال من اينه اگر وضع مساجد در كشورهاي عربي به ان گونه هاي ايدهال هست پس چرا مساجدشون انطور كه بايد نتوانستهاند انسان واقعي تربيت كنند؟! انساني كه در برابر زور و ظلم سر تسليم فرود نياورد؟! انساني كه منافع خويش را برمنافع اسلام و عموم ترجيح ندهد؟ انساني كه هنوز با اين وضع خوب مساجدش نتوانسته نژادپرستي اش را مهار كند؟ در باره نماز خواندن مسلمانان مكي و مدني چيزها شنيدم البته من اصلا خارج از كشور نرفتم. اما تعريفهاي زياد شنيدم از مساجدشون. اما مسجدي كه انسان شجاع در عرصه ي اجتماعي تربيت نكنه، انسان انقلابي تربيت نكنه، من معذرت ميخوام ولي كاركردش يه ارزن ارزش نداره! بايد نگاه كنن كجاي كارشون اشتباهه. چون اسلام دين ضعف و ضعيف كشي و تعصب نيست! اما در باره خود ما زماني كه مساجدمان به عنوان سنگر فرهنگي بودند و امام ميفرمود مسجد سنگر است(همونطور كه مدرسه سنگر است) انسانهاي والايي در اين مرز و بوم تربيت شدند كه هنوزهم هرچه داريم از نفس مسيحايي انها داريم. اگر ميخواهيم انسان بسازيم و انسان واقعي باشيم بايد به كاركرد درست مساجد برگرديم. مسجد خانه خداست محضر خداست(همانطور كه عالم محضر خداست) مسجد حرم الهي است (همانطور كه دل حرم خداست) مسجد نبايد خانه غير خدا بشه! ديگراني نبايد براي مسجد تصميم بگيرن كه چه كسي بيايد و چه كسي نيايد. مسجد بايد پايگاه انسان سازي باشد بايد محل درس و بحث باشد بايد محل شادابي و طراوت جواني باشد بايد محلي باشد براي شارژ روحي همه مان. از پيرو جوان و كودك و زن و مرد! والسلام.
سلام .
چقدر كه من اين رجا نيوز رو دوست دارم! وقتي سايتهاي مختلف و اجق وجق رو ميخوني كه همه سينه خيز ميرن رو اعصابت، مي پري بدو رجا رو باز مي كني تا آب سردي باشه بر آتش غضبي كه بهش دچار شدي! غضب و ناراحتي از اين همه دروغ و ريا توي اين فضاي بيچاره اينترنت! كه گناه كرده مچ آدمها رو نميگيره! از بس توي اين منابع مختلف تحليلي دروغ شنيديم خفه شديم- استغفرالله اول ماه رمضوني وغيبت! بچه تو به مردم چيكار داري همون از محاسن رجا حرف بزن! - بهله! خلاصه اينكه ما مونديم و يه سايت رجا! و البته كلي وبلاگ تروريستي!! كه هر كدومشون صد برابر همون سايت هاي اجق وجق كه عرض شد مي ارزن. قلمهايي كه شايد ناشناخته مونده باشن اما جواني اميد به آينده و آرمانگرايي توي اونها موج ميزنه.
اين پست اگر خدا بخواد نميخوام زياد حرف بزنم....
فقط مي خواستم بگم دست دوستانمون توي پايگاه رجا درد نكنه! كه شدن دلگرمي ما!
و اما يه نكته به نظرم ميرسه كه ميشه بسطش داد الان حوصله اش نيست بهتره بگم يه سواله تو ذهنم! من هميشه قسمت ديگر رسانه هاي پايگاه رجانيوز رو ميخونم...
بابت اين قسمتم واقعا دست مريزاد!!
فقط من كه تو دوستانم متهمم به شديداً احمدي نژادي! يا طرفدار افراطي احمدي نژاد – خدا قبول كنه – هيچ وقت تو اين قسمت نقدهايي كه بچه هاي خودمون – همون وب تروريستها! – بعضا دارن به دولت نهم نديدم! البته من نديدم و نديدن دليل بر نبودن نيست!
ميگم چي ميشه كه حساب بكشيم از خودمان قبل از اينكه به حسابمان رسيدگي كنند؟
هم من، هم تو و هم رجا نيوز!
يا علي مددي...
قال رسول الله (ص) :
اذا استهلَّ رمضان غلقت أبوابُ النار (2).
رسول خدا (ص) فرمود: هنگامى كه هلال ماه رمضان پديدار گردد, درهاى دوزخ بسته شود.

بار خدايا، اگر بخواهي بر ما ببخشي از سر فضل مي بخشي
و اگر بخواهي ما را به عذاب مبتلا كني از سر عدل مبتلا ميكني
الهي به رسم احسان، عفوت را نصيب ما كن
و به آيين چشم پوشي ما را از عذاب برهان
كه ما را طاقت عدل تو نيست
و بدون عفوت براي هيچ يك از ما آزادي ميسر نيست
اي بي نياز ترين بي نيازان، اينك ما بندگان توايم بر در گاهت
و من نيازمندترين نيازمندان به توام، پس تهيدستي ما را به توانگريت چاره كن.
و رشته اميد ما را با منع كردن لطفت قطع مكن
كه اگر چنين كني، كسي را كه از رحمتت نيكبختي خواسته بدبخت كرده اي
و ان را كه از فضلت عطا خواسته محروم نموده اي
در اين حال از پيشگاهت به سوي چه كسي رو كنيم؟
و از در رحمتت به كجا رويم؟
پاك و منزهي و ما از ان درماندگانيم كه قبول دعاي آنان را واجب كرده اي
و از آن گرفتارانيم كه رفع گرفتاري را به ايشان وعده داده اي.
و شبيه ترين چيزها به خواستهي تو، و سزاوارترين كار به بزرگواري تو رحمت آوردن بر كسي است كه از تو رحمت خواهد
و به فرياد رسيدن كسي است كه از تو فرياد رسي كرده.
پس بر زاري ما نزد خود رحمت آر
و به خاطر اينكه خود را در پيشگاهت به خاك افكنده ايم به فريادمان رس.
الهي شيطان ما را چون در نافرمانيت او را همراهي كرديم سرزنش مي كند
پس بر محمد و آلش درود فرست
و اكنون كه شيطان را به خاطر تو واگذاشتيم و از طرف او به سوي تو روي آورديم وي را به سرزنش ما شاد مكن!
برحمتك يا الرحم الراحمين.
========================
دعاي دهم صحيفه ي سجاديه.
************************
ليلي جان
تنها ميان دلم
خانه
خانه يِ توست
اين مرغ
گرچه مردنيست
كنون
خاك پايِ توست
هر سو نگاه مي كنم
انگار
انسو نشسته اي
اما دريغ
آرزويم
ديدن حتي
خيالِ سايه ي توست
هر كوچه يك اميد
يك طلوعِ دگر
تا رسيدن به خانه ات
دريغ
هميشه
كوچه هاي دلم
بن بست ناز و
عشوه يِ توست
درب هاي بسته دگر
خو گرفته اند
با اين كلون پير
رهگذران هم
به تق تق هر روز
...
دگر انگار
اين
درب بسته
هميشه
بسته خواهد بود
آي امان
كسي به فكر ِ
آرزويِ
خيالِ
باز كردن اين درب
نيست نيست
آآآآآآآآآي
درب بسته
بدان اين
هنوز يك نفر
اينجاست
پشت انتظار بازگشتن تو
منتظر براي ِ آمدنت
آآآآآآآآآآآي
صاحبِ خانه ي دلِ من
ميهمان
نمي خواهي ؟
برگرفته از وبلاگ http://www.yaleyly.blogfa.com/8511.aspx
سلام، سلام، سلام
عيد همه تون مبارك!
1) امروز تولد يك سالگي وبلاگمه! اون وبلاگ قبلي كه به يكسال نرسيد... ولي اين يكي رسيد! عمر آدم چقدر زود ميگذره! رفتم تو آرشيو وبلاگم و پست هاي قبلي ام رو خوندم. ميخوام اولين پست وبلاگم رو دوباره اينجا بيارم چون اونموقع كه مي نوشتمش حس خوبي داشتم و الانم كه خوندمش همين طور!
=====================================================
سلام
الان خیلی احساس آرامش می کنم.شاید مرگ یک وبلاگ نشانه ی تولد دیگه ای باشه.شایدم نشانه ی مرگ یک وب نویس برای همیشه!همیشه فکر می کردم بعد از حذف یه خونه که خیلی هم دوستش داری احساس آدم چیه؟! ولی حالا انگار بار سنگینی از رو دوشم برداشتم.خیلی سبکتر شدم.خیلی.آرامش زیادتری هم دارم.هر چند حذف یه وبلاگ مثل گم کردم یه دفتر خاطره است گم کردن نه! از بین بردن. ولی الانه من خوشحالم.چرا؟! خودم هم نمیدونم.هنوز تصمیم نگرفتم حرفه ای بنویسم. ولی ببینم چی میشه! برام دعا کن اینبار اشتباه نکنم و راه درست برم.آخیه چه حالی میده اینطوری نوشتن.لازم نیست کلاس وبلاگت رو رعایت کنی.آخه هیچکی از پستای اول وبلاگ انتظاری نداره! نمیدونم این وبلاگه شاید سیاسی صرف شد شاید مذهبی شاید همین جوری الکی توش نوشتم.شایدم...........هیچی این یکی بماند چیزیه که همیشه آرزوش داشتم.دلم نمیاد تموم کنم. شعرم بنویسم نه؟! وبلاگ که بی شعر نمیشه؟!میشه؟!دیدی حالا!ما رو جون به جون کنن آدم نمی شیم!! اونقده اینطوری نوشتن داره بهم حال میده که نگو! دلم نمیاد تمومش کنم.فعلا آدرس وبلاگ رو فقط به یه نفر دادم.البته به چند نفر دیگه هم حتمی میدم.خب برم ببینم یه شعر درست حسابی پیدا می کنم یا نه! یه کم صبر کنین لطفا!
با شما نشسته ام امشب ای خدای خوب
هستی ام گرفته است بوی لحظه های خوب
بر تمام هستی ام رد پای لطف توست
ای شگفتی لطیف، ای تو ماجرای خوب
من چو نی نشسته ام در صدا شکسته ام
در گلوی من تویی ای صدا، صدای خوب
من تو را کشیده ام مثل یک سوال سبز
مانده ای مقابلم مثل یک چرای خوب
از هوای عافیت ای خدا دلم گرفت!
تشنه ی شهادتم! تشنه ی هوای خوب
من به لهجه ی دعا می کنم تو را صدا
با دلم چه می کنی؟ امشب ای خدای خوب!
*******************************
پی نوشت 1:شعر از رضا اسماعیلی
پی نوشت 2: ایشا ا... شعر های با حال ترم می نویسم براتون! یعنی واسه خودم شما هم خواستید بخونین!
پی نوشت 3: اینه که پی نوشت نوشتنم چه حالی میده ها!
پی نوشت 4:الانه که نوشتم نیمه شعبان بود ببینم کی می تونم بذارم رو وب.نیمه شعبان هم مبارک!
پی نوشت 5: هیچی درس نخوندم واییییییییییییییییییییییییییییی....
پی نوشت 6: بخدا این آخریشه خداحافظ!
=====================================================
اينم از اولين پست وبلاگم.... يادش به خير!!
2) نميدونم بروز كردن دفعه ي بعد كي باشه...
3) برادر بزرگوارمون قرار شبانه يه بحثي تو وبلاگش شروع كرده راجع به وحدت مسلمانان خوندنش خالي از لطف نيست...
4) اما مهمترين نكتهاي كه خواستم بهش اشاره كنم خداحافظي دوست عزيزمون ارمينه بود...جاي وبلاگ زيباشون خيلي خاليه. دوره ي نوشتنشون خيلي كوتاه بود ولي توي همين مدت كوتاه به قول خبرگزاري اكيناغولي شده بود در فضاي اينترنت! و به نظر منم با رفتنشون خلاء بزرگي توي وبلاگهاي مذهبي به وجود اومد! وبلاگ سياسي و غير سياسي ارمينه (به قول خودش) اين اواخر واقعا شبيه يك حلقه شده بود حلقه اي كه تعداد زيادي از وبلاگها رو بهم وصل مي كرد. به نظر من مهمترين ويژگي وبلاگ ارمينه شادابي و سادگي بيانش همراه با قلم طنزي بود كه خواننده رو هر چي هم كه مخالف نوشته اش باشه (كه گاهي اوقات خود من با نفس مطلبشون موافق نبودم) جذب ميكرد! اميدوارم قلم تواناي اين برادر عزيزمون بر زمين نمونه كه حيف باشد ... وظيفه ي خودم دونستم تواين چند خط خيلي مختصر هم از ايشون تشكر كنم و هم براشون آرزوي موفقيت.
5) ديگه اينكه دوستان عزيز مهدوي باشيد و يا حق!