تبليغاتX
یاد داشت های جیر جیرک...

 

*******************************

 

بی قرار توام و در دل تنگم گله هاست
آه! بی تاب شدن عادت کم حوصله هاست

مثل عکس رخ مهتاب که افتاده در آب
در دلم هستی بین من و تو فاصله هاست

آسمان با قفس تنگ چه فرقی دارد؟
«بال» وقتی قفس پر زدن چلچله هاست

بی تو هر لحظه مرا بیم فرو ریختن است
مثل شهری که به روی گسل زلزله هاست

باز می پرسمت از مسئله دوری عشق
وسکوت تو جواب همه مسئله هاست!

 

========================

 

جهان اسیر زمان است پس نخواهد ماند

 

زمانه میرود و پیش و پس نخواهد ماند

 

ببند بار سفر را که وقت ماندن نیست

 

قطار منتظر هیچ کس نخواهد ماند!

 

-----------------------------------------------

 

یا علی مددی...

 




لينك ثابت نوشته شده در چهارشنبه بیست و پنجم مهر 1386ساعت 23:59 توسط ::باران::


بسم الله الرحمن الرحيم

 

سلام . بدون حاشيه بريم سر اصل مطلب. مدتيه كه سريالهاي ماه رمضان و نقدشون بحث داغ محافل شده. البته من اصلا قصد نداشتم به اين قضيه بپردارم ولي بحث و صحبت يا چند تن از دوستان موجب شد بنده هم در حد خودم به مسائلي كه به نظرم مهم بوده بپردازم. سعي مي كنم ادامه بحث رو به صورت دسته بندي بيارم و البته متذكر ميشم كه در اين نوشتار بنده فقط به بررسي سريال اغماء پرداختم هر چند بقيه سريالهاي سيما هم خالي از ايرادات اصلي نبودن.

مهمترين و اصلي ترين چيزي كه در مورد سريال اغماء به نظرم ميرسه بحث خود شيطان و پرداختن به شيطان در سريالهاي اينچنيني است. اول بريم سر شيطان يا همون جناب الياس در سريال اغماء و قدرتش... شيطان(يا حالا جنود جني شيطان- چون مسلما الياس قصه انس نيست) در اين سريال جهت وسوسه وگمراه كردن دكتر پژوهان به صورت جواني مذهبي بر دكتر پژوهان وارد ميشه. كه دكتر پژوهان اين جوان رو به خاطر معجزه اي كه در مورد بيماري خودش انجام داده به شدت قبول داره. در اين فيلم مي بينيم شيطان قدرت مصور شدن به شكل انسان حقيقي رو داره و تا جايي كه حدود يكماه با دكتر زندگي مي كنه و دختر  دكترپژوهان- پري- هم قادر به ديدن شيطان هست.(و البته ديديم كه با ان جواني كه با منوچهر نزول خور درگير بود انگار از زمان جواني دم خور بوده و يه جورايي رفاقت داشتند. و همچنين در ارتباطش با دختر جواني به نام رز قدياني تا جايي پيش ميره كه حتي بهش قول ازدواج هم ميده.) از طرف ديگه نماهايي از در اين فيلم نشان داده ميشه كه انسانهاي فيلم – مثل دكتر پژوهان رز قدياني و در چند سكانس پري پژوهان- به خاطر نگاهها يا چيزي شبيه تمركز كردن شيطان بر مغزشون از انجام كاري منصرف يا به انجام كاري ترغيب ميشن. از طرفي اين شيطان قادر هست براي دكتر پژوهان به خاطر اثبات حرفهاش معجزه بياره و خرق عادت بكنه.(مانند سكانس اتاق عمل و حرف زدن رز قدياني در زير عمل جراحي كه فقط به معجزه شبيهه! يا حالا به قول بعضيها سحر!! ) و در اين سريال مي بينيم كه شيطان از اينده هم بعضا خير ميده. اينكه در اينده چه خواهد شد. سكانسهايي هم داريم مبني بر تماسهاي تلفني كه شيطان با قربانيانش در اين سريال ميگيره كه حركاتش بيشتر چيزي شبيه همون قدرت ذهن و تمركز هست كه در رياضت ها شرح داده ميشه. اما اصل مطلب...

 

1. اول سخن اينكه طبق اموزه هاي ديني اسلام شيطان چگونه انسان رو فريب ميده و مكر شيطان چگونه است.و مقدار تسلط شيطان بر انسان چگونه هست. بنا به درخواست دوستي كه خواست ايه و روايت رديف نكنم اينجا، منم فقط به صورت مختصر ميپردازم به اين نكته و كساني كه اطلاعات مبسوط تر ميخوان ميتونن به اينجا و اينجا مراجعه كنند. خلاصه اش اينكه در آموزه هاي ما شيطان از طريق وسوسه و نجوا به اغواي انسانها مي پردازه. و هيچ جا ديده يا شنيده نشده كه شيطان براي فريب افراد از سحر و جادو يا تصرف در عالم واقع(مثل صحنه عمل رز قدياني و همچنين نگاههاي شيطان كه تداعي كننده تسلط و قدرت شيطان براي جلوگيري از انجام كاري يا وادار كردن به كاري هست.) به طور كلي قدرتي كه در اين سريال به شيطان داده شده و ميزان تسلطش بر انسانهاي سريال و نحوه فريفتنش(اينكه مثلا براي فريب شخصي يه ماه يا بيشتر باهاش زندگي ميكنه يا بهش قول ازدواج ميده) اصلا بر آموزه هاي ديني ما منطبق نيست. و اين اساسي ترين ايراد فيلم هست.

شايد حالا بعضيا بگن نگاههاي شيطان(كه همون طور كه قبلا گفتم بيشتر حكايت از قدرتي ناشي از تمركز ميكنه) كه در اين سريال ديده ميشه در واقع منظور همون وسوسه و صوت و نجواي شيطانه چرا كه ما در عالم واقع صداي شيطان جني رو نميشنويم. اينجا بايد بگم كه حتي اگر منظور نويسنده و كارگردان همين بوده، لا اقل ايت تصاوير اين رو نميرسونه.چرا كه در مقابل وسوسه شيطان انسان اختيار داره و چه بسا خيلي از اوقات انسان بر وسوسه شيطان غلبه مي كنه(مكر شيطان ضعيف هست.)اما در تمام سكانس هاي اينچنيني بي برو برگرد شيطان پيروز ميشه چه اينكه حتي نمادهايي از اينكه انسان با اين وسوسه بجنگه وجود نداره مثل يه جور دو دلي و ترديد كه ادم موقع وسوسه شيطان بهش دست ميده.

 

2. نكته دوم شخص دكتر پژوهانه. به نظر شما شخص دكتر پژوهان مستحق عذابه؟! شيطان قصه به صورت جواني مومن كه مورد وثوق و اطمينان دكتر هست بر ايشون نازل ميشه. و البته دكتر همين طور كشكي حرفهاي الياس رو قبول نميكنه. چند بار اين شيطان براي دكتر معجزه مياره كه دكتر رو مطمئن كنه از طرف خدا فرمان داره كه پيامهاي خدا رو به دكتر پژوهان برسونه. و در تمام كارهايي كه دكتر انجام ميده رضايت خدا مورد نظرش هست و بدون علم به گناه و به خيال خودش با علم به صواب كار، اون رو انجام ميده.هر چند كه در فيلم سعي شد كارهايي كه دكتر انجام ميده نشات گرفته از غرورش نشون بدن ولي اين به خوبي پرداخته نشد و در طول فيلم دكتر به خيال اينكه داره امر خدا رو اطاعت ميكنه دست به اون كارها زد. حال اينكه حتي اگر ادم بدون داشتن معجزه كاري رو انجام بده كه علم به گناه بودن اون نداشته باشه مستحق عذاب نيست. چه برسه به اينكه بنده خدا فكر كنه داره كار درست رو انجام ميده! نه اينكه سر خودش كلاه شرعي بذاره! كار شيطان اينه كه بدي گناه رو با وسوسه در نظر ما كم مي كنه و ما با علم به اينكه كاري مورد رضايت خدا نيست اونو انجام ميديم و اگر خيلي متشرع باشيم براي خودمون توجيه مياريم. ولي جز در يكي دو مورد كه دكتر پژوهان دروغ گفت(اونم به تحريك الياس كه براي دكتر به منزله فرستاده خدا بود در نتيجه كارش از طرف فرستاده خدا توجيه ميشد نه خودش.) كاري انجام نداد كه علم به گناه بودن يا بد بودن اون داشته باشه.

 

3.البته من نميخوام راجع به قوي يا ضعيف بودن فيلم(از نظر تكنيكهاي سينمايي و سيمايي) حرفي بزنم چون اون مساله اي جداست. بحث ما روي محتواي فيلمه. و همين طور نميخوام مثل خيلي هاي ديگه رو ضعفهاي ديگر فيلم( مث انتخاب اسامي و گريم افراد و غيره ) دست بذارم. اما دو نكته بنظرم ميرسه اينجا و اونم اول اينكه واقعا انتخاب اسم الياس، اصلا انتخاب مناسبي نبود. دوستان لطفا ما رو به دگم بودم متهم نكنن. من نميگم مثلا يه اسم كلا غير مذهبي ميذاشتن. ولي  الياس نام پيامبر خداست كه البته از اين به بعد در ذهن بچه هاي ما(و حتي خود ما) ياد اور شيطان شده!! و اين از نظر پسماندهاي ذهني نتايج خوبي در بر نخواهد داشت. يادمون نرفته كه با همين روشنفكر بازيها چه بلايي بر سر نام مبارك جواد آوردن. تا جايي كه نوجوان ما وقتي مياد دعاي جوشن ميخونه اونجايي كه نوشته "يا اجود من كل جواد"غش غش ميزنه زير خنده!! (نعوذبالله) اين اسامي اي كه مستقيما به ائمه يا پيامبر مربوطه بايد در بكار بردنشون بايد دقت بيشتري كرد. فرض كنيد(خداي ناكرده) جاي نام الياس بر اين اقا اسم مبارك محمد ، علي ، يا مهدي ميذاشتند. چه حسي بهتون دست ميداد؟ نكنه باز هم فكر ميكرديد اين اسم باعث معصوميت بيشتر براي نقش شيطان و پذيرش بهتر از سوي دكتر پژوهان ميشد!

4. نكته ديگري كه بدم نمياد بهش اشاره كنم اين بود كه شيطان به افراد ديگه قصه كاري نداشت. يا شايدم نمايش داده نميشد. يعني دكتر برديا نائيني و غيره... و حتي پري و اقاي موسوي... به شدت از شر شيطان رجيم در امان بودن.... اما يه چيز ديگه كه يكي از دوستان اشاره كرد اين بود كه ميگفت مگه نميگن كه شياطين در ماه رمضان به بند كشيده ميشن؟! اين شيطان چرا داره جولان ميده؟! سوال بدي نبود. در سريال او يك فرشته بود بيشتر به اين نكته توجه شده بود. لا اقل نزديكهاي رمضان تاثير شيطان بايد كاهش پيدا كنه. يعني يه كم قدرتش كمتر بشه. بالاخره خدا خودش گفته كه شيطانها به بند كشيده ميشن. نكته ديگه نبود نقش مهمتر از شيطان نفس اماره است. كه كمبودش به شدت احساس ميشه و البته در انجام گناهان نقشي به مراتب قوي تر از شيطان داره. و البته يك نكته مهم هم وعده ديگر خداست. اينكه اگر انسان در طول زندگي اش ادم خوبي باشه جاهايي كه كم مياره و يا سر بزنگاهه خدا كمكش ميكنه و دستش رو ميگيره. مگه اينكه خودش دست خدا رو پس بزنه.(در سريال او يك فرشته بود اون روحاني چند بار به كمك بهزاد اومد و در آخراي فيلم روحانيه خطاب بخدا گفت كه چرا بهزاد رو با اين همه توشه تقوا نجات نميده كه اونموقع سر و كله اون ادمي كه بهزاد خردش كرده بود كله سحر توي مسجد پيدا شد و درد بهزاد رو به روحاني گفت و رفت.و همين مايه نجات بهزاد شد.)كه اينم در سريال مشاهده نشد. حتي پيربابا هم باعث بيدار شدن دكتر پژوهان نشد(البته اين شايد واقعا به اين دليل بود كه دكتر پژوهان گناه انچناني مرتكب نشده بود.)

يه نكته ديگه كه ديده بودم خيلي از دوستان بهش اشاره كرده بودن و بد نيست بگم اينكه كه ما در روايت بسياري داريم كه جايي كه ذكر اعوذبالله و بسم الله باشه حتي اتش جهنم هم توان ايستادن نداره چه برسه به شيطان. نه اينكه بدش بياد و بره. اصلا تحمل و ياراي ايستادنش نيست. بعد در تمام اين مدت دكتر پژوهان توي خونه باغ نماز ميخونه و شيطان هم راست راست راه ميره با ارامش خيال. (حالا نميگم كه خود شيطانم نماز ميخوند چون تو يكي از صحنه ها نشون داد داره اداي نماز رو در مياره و با رز حرف ميزنه شايد همه فيلم اينجور بوده.) و البته همه اين ضعفها ناشي از عدم انطباق شيطان فيلم بر آموزه هاي دينه.

 

5. حالا شايد خيلي از دوستان بگن چه گيري داديد كه حتما شيطان منطبق بر آموزه هاي ديني باشه يا مثلا چه فرقي ميكنه. اصل اينه كه داره به اين موضوع پرداخته ميشه. و خودش يه جور بيدار كردن انسانهاست و ... . بايد بگيم اتفاقا نگراني اصلي اينجاست. به اين موضوعات پرداخته نشه خيلي بهتره تا اينجور پرداخته بشه.ببينيد نگراني ما از كپي كردن شيطان هاليودي و فانتزي به اين خاطر نيست كه بگيم تقليده و بيمزه است يا فلان و بهمان. اگر شما تاريخ شيطان پرستي و رواج اون رو در غرب مطالعه كنيد ميبينيد متاسفانه از يك همچين جاهايي شروع شده. از جاهايي كه كم كم اومدن در داستانها و فيلمهاشون قدرتهاي بيشتر از انچه شيطان داشت بهش دادن. اوايلش شايد چيزي مثل همين فرشته يا الياس ما بودن.و براي همين حساسيت عموم كمتر برانگيخته ميشد. كم كم اين شيطانها قوي و قوي تر شدن و چون جوانان حالا كه كودكان اون زمان بودند يواش يواش قوي تر شدن شيطان و قدرت اين جهاني اش رو ديده بودند اين قدرت براشون باور پذير بود.تا جايي رسيد كه شيطان به عنوان شر مطلق ولي قدر در برابر خير مطلق(خدا) سر برآورد. و الان به جايي رسيده كه در جاهايي بر خدا هم پيروز ميشود. و همزمان با اين داستان نويسي ها، مكتبهاي شيطان پرستي كم كم جايگاه خودش رو قوي ميكرد در اين مكتب پيرو شيطان فقط بايد به شيطان جواب ميداد و چون حالا در نظر فرد غربي شيطان اندازه خدا و حتي بيشتر از او قدرت داره پس ابايي از گناه و انجام اون نداره. و البت الان مكتبهاي شيطان پرستي تا جايي پيشرفت كرده كه پيروانش فقط اعتقاد دارن به خودشون بايد جواب بده. و بگذريم كه هنوزم در حال پيشرفتن و مبدا ماورايي همه مطلقها(يعني چه خير و چه شر) رو دارن از بين ميبرن و همه رو اين دنيايي مي كنن. البته در غرب اين اعمال برنامه ريزي شده بود و شايد اگر انموقع كه شيطانهاشون فرشته و الياس بودن موضع گرفته ميشد شايد الان اين وضعشون نبود. اما ما اينجا بنا رو بر حسن نيت ميذاريم. و رخ دادن اين اتفاقات و تاثير پذيري از شيطان هاليودي رو نتيجه بي توجهي كارشناسان مذهبي و عدم آگاهي كارگردان و مجري طرحي ميدونيم كه پا به عرصه ساخت ژانر ماوراء گذاشته.هر چند اعتقاد دارم كسي كه ميخواد كاري رو انجام بده اول بايد مطالعاتش رو در اون زمينه درست انجام بده. تصوير شيطان به اين صورت مث اينه كه بيايم نعوذ بالله خدا رو هم براي شناختنش به مردم تصوير كنيم. كه مثلا بنده هاشو بغل ميگيره يا شبا روشون پتو ميكشه سر ما نخورن. يا تو سختيها به كمكشون مياد. هرچند تو يكي دو كتاب كودك اين تشبيهات رو متاسفانه ديدم. شايد نيت مون خير باشه. اما پسماند ذهني كه براي نسلهاي اينده ميمونه متاسفانه به شدت خطرناكه! چون اگر خدا رو اينجور كم كم ماديش كنيم. كم كم شكل خودمون ميشه و كم كم باور ميكنيم كه نعوذبالله اين موجود كه شكل ماست يه زمينه هاي ضعف هم ممكنمه داشته باشه و كم كم جايي ميرسه كه پيامبر خدا با خدا كشتي ميگيره و اونو شكست ميده!! و خلاصه كلام اينطور شيطان رو معرفي كردن عواقب ناگواري داره لا اقل براي نسل بعد از ما.(چون مطمئنا اگر اينجور ادامه بديم شيطان سال اينده خيلي قويتر از شيطان امسال خواهد بود. به تفاوت قدرت فرشته و الياس نگاه كنيد!) ببخشيد از اطاله كلام. والسلام.

=============================

 




لينك ثابت نوشته شده در شنبه بیست و یکم مهر 1386ساعت 11:46 توسط ::باران::


 

سلام.

===============

واسه نوشتن اين پست صد بار نوشتم پاك كردم مثلا ميخواستم مثل خود اصحاب خبر رسمي و بي نقص بنويسم شق و رق و كاملا خبري!! ديدم كار ما نيست بابا! ما هم گفتيم همون اندازه سوادمون حرف ميزنيم ان شاءالله كه همه درون را بنگرند و حال را! صاف و پوست كنده اگر بخوام برم سر اصل مطلب حرفم اينه كه خبرنگاران ما انگيزه شون از وبلاگ نويسي چيه؟! ميخوان رسالت خبري شون رو كامل كنن يا نه يه جور خونه شخصي مجازيه كه اختيارش هم با خودشونه. خب شايد خيلي هاشون بگن ما هم ميخوايم مثل بقيه ادمها يه جاداشته باشيم براي خودمون بنويسم. خودمون و خودمون!! بدون ملاحظات دست و پاگير دنياي بيرون از اينجا! خب حق دارن. البته حرف من اين نيست. من ميخوام بگم چرا اينقدر غير مردمي! اره تعجب نكنيد. واقعا اعتراض من همينه! اولندش كه عمرا وبلاگ بقيه رو بخونن اگرم بخونن عمرا نظر بدن مهمتر از همه اينكه عمرا افتخار بدن كسي رو لينك بفرمايند. يكي دو موردش رو بگم بعد بگم چرا اينقدر حساس شدم روي اين قضيه. يادمه وبلاگ جناب رنجبران(اتاق شيشه‌اي) تازه راه افتاده بود دوستانشون معمولا ادرسش رو سند تو ال ميكردند(فكر كنم تو اصحاب رسانه مده همديگر رو بزرگ كنن در دنياي نت.) منم رفتم دقيقا يادمه اولين و شايد اخرين كامنتي كه براشون گذاشتم به اين مضمون بود كه اولش تبريك گفتم بعدش نوشتم سعي كنيد مردمي باشيد نه مثل همكارهاي ديگرتون كه كمتر با غير خبرنگارها و ادمهاي غير مهم! امد و شد دارند. بعد مدتي رفتم وبلاگشون لينكهاشون رو ديدم و بعد ديدم كه چقدر توصيه بنده اثر داشته!


خبرنگار مسلمان (حامد طالبي)
کافه انديشه (وحيد يامين پور)
افکارعمومی (سيدمهدي شريفي)
خبر نويس (علی احمدی)
لبيک (علي جعفري )
کامران نجف زاده
مهدي آذرمکان
مازیار ناظمی
سمات
ساتیارامامی (عکاس روزنامه جام جم)
حمید محمدی (گوینده جوان خبر ورزشی سیما)
حمید امامی
خانم دکتر میرسیدی
خانم اسلامی
خانم لبافی
سید حسین حسینی ((یه شنونده))
حاج محمد جودی
خانم قیومی ((گوینده خبر خانواده 14))
کشکول(بهروز میرورزنده)

------------------------------------- 

هر كدوم از اين لينكهارو هم تشريف ببريد چيزي شبيه اين مساله هست. يا خبرنگارن يا به صدا سيما وصلن يا با فلان نويسنده مهم! چايي خوردن و قس علي هذه...

 

اما اصل اعتراض هم اين نيست البته اين نقد واردي هست كه لااقل خبرنگاران نسل سومي مردمي تر باشن براي خودشون و بروز تر بودنشون و حتي حرفه شون و شهرتشونم بهتره. ولي خب صلاح مملكت خويش خسروان دانند...

مساله مهم جايي پيش مياد كه  مساله رسالت خبري درست انجام نميشه. جالبه وقتي پاي جوامع انقادي، مدني، چرخش انديشه و همه اين حرفها با تريپ روشنفكري وسط مياد، رسانه و مساله رسالت خبري تندي ميپره وسط كه بعله رسانه يكي از ابزار مهم براي به چالش كشيدن مديران و مسئولين و در واقع بازوي تواناي مردمي براي نقد كردن و حتي مجبور كردن مسئولين به كاري كه خلاف ميلشونم باشه هست. و رسانه رو در تمام دنيا اينطور تعريف مي كنن. البته من راجع به بقيه جوامع نمي تونم بحثي بكنم هر چند خبرهاي رسيده از انجا و اعمالي كه رسانه هاشون انجام ميدن قاضي خوبي براي تاييد يا رد صداقت حرفشون هست. اما صحبت من (كه البته هيچ ادم مهمي نيستم!) با رسانه هاي خودمون تو جامعه خودمونه. يه نيگاه به رسانه ها بندازيم سايت ها كه پر شده از اخبار حزبي و غيره و غيره، كه حتي اگر بنا رو بر راستگويي و صداقت همه شون بذاريم(هر چند كه در اين صورت تناقضهاي زيادي پيش مياد) خبر رساني از بالا به پائينه. يعني اينكه فلاني اين كار رو كرد و بهماني جوابش رو داد سومي جواب هردوشون رو داد و آفرين بر چهارمي كه از همه باسياست تر عمل كرد. به قول خودشون همه پايه ايها الناس اگاه باشيد شدن.... رسالتشون شده اگاهي مردم. اما روزنامه ها هم وضعيت بهتري  ندارن و خبرهاي(نميدونم اسمش رو چي بذارم مثلا دلخوشكنك) الي ماشاءالله... صدا سيما هم كه بذاريد آخر بحث بهش برسيم . درسته يك طرف رسالت رسانه اگاهي مردمه از خبرهاي بالا كه بايد بياد به سطوح عمومي تر جامعه برسه. اما رسالت مهمتر رسانه بردن و رسوندن توقعات مردم (حتي جمعيت كوچكي از اونها) به گوش مسئولينه! كه تعريف رسانه و كاركردش هم همين هست و بايد باشه. يعني خبر رساني دوطرفه باشه! وگرنه مردم بيچاره كه تريبون ندارن صحبتهاشون رو چطور به مسئولين ميتونن برسونن؟! يادتون هست يه تريبون ازاد كمتر از ده دقيقه اي خبر بيست و سي گذاشته بود چقدر شلوغ ميشد؟! فقط به خاطر اينكه مردم ميديدن بابا حداقل يه جايي هست كه يه دقيقه حرفشون رو بزنن شايد كسي شنيد. كدوم يكي از رسانه هاي ما يا خبرگذاري هاي ما الانه اينطوريه؟! بجز يكي دوتا برنامه تو صدا سيما اونم بيشتر شبكه تهران براي مسائل شهري و اب و برق و تلفن و... كه البته اينام حرف دل قسمت زيادي از مردم هست. تو دنياي نت هم همينه. من كاري با خبرنگاراي قديمي تر ندارم ميگيم بابا اونا سنتي كار ميكنن و ادعايي هم ندارن. ادعاي انتقادي بودن و به چالش كشيدن هم ندارن. شما نيگاه كنيد تو همين نت روزانه اين همه مطلب انتقادي و انصافا ظريف نوشته ميشه. از طرف همين مردمي كه ولي نعمت انقلابن. كجا اينا منعكس ميشه؟! البته بعله اگر اينا رو ادمهاي مهمتري مينوشتن مثل ابطحي چه ميدونم كامليا، باهنر توكلي رمضان زاده و خلاصه هر كس ديگه اي كه به قول اين خبريها سرش به تنش بيارزد و ادم مشهوري باشد! سه سوت(منظور همون با سرعت هست) مخابره ميشه كه فلاني همچين حرفي زد بعد اون يكي اومد جوابش رو داد و كروبي هم هردوشون رو محكوم كرد. همين بيست و سي نصف خبرهاي ويژه اش حرفهاي همين آدمهاي ويژه!! است. يا بخش خبر بيست كه از شبكه خبر پخش ميشه و شايد خيلي از دوستان شهرستاني نديده باشن. شايدم ديده باشن. نمونه براتون ميارم. قضيه كوله پشتي يادتونه؟! همون حركت وبلاگي كه در انتقاد به صدا سيما بود؟(البته قبول دارم يه كم جهتش گم شد ولي حالا!) بالاخره فضاي زيادي از نت رو به خودش مدتي اختصاص داده بود مخالف و موافق حرف ميزدن نقد ميكردن و بسياري شونم انصافا حرف حق! از همونها كه جواب نداره! اما عكس العمل صدا سيما چي بود؟ همين خبر بيست و سي، كوچكترين اشاره اي به اين حركت نكرد. لااقل برا محكوم كردنش. از همونها كه تا به صدا سيما يه انتقادي ميشه جبهه ميگيرن! حالا مثلا من نميگم خبر بيست و يك يا بقيه بخشهاي خبري! شبكه خبرم كه لا اله الا الله... من ميگم بچه هاي بيست و سي كه اينقده ادعاي نقد دارين اقاي كامران نجف زاده كه هميشه گزارشهاتون منحصر بفرده. و خانمها و اقايون بيست و سي بخش موفق خبري! شما ديگه چرا؟! من نميگم خودتون رو از نون خوردن بندازين كه!! گفتم لااقل محكومش ميكردين اين حركت وبلاگي رو! نتيجه حركت وبلاگي چي شد؟(يا بقيه اعتراضهاي موجود به اين روند مديريت سيما) اينكه فرزاد حسني بنده خدا رو بهش بگن تو برو تا اطلاع ثانوي نيا تو اين برنامه، بعدش هم اعلام كنن كه ايشون كسالت دارن براي همين مجري عوض شده و بعدش همزمان با اين اعلام جناب حسني توي شبكه جام جم برنامه زنده اجرا كنه بعدش اونايي كه ماجرا رو ميدونن ميفهمن اين كار صدا سيما براي ساكت كردن سر و صداهاست و اين وسط فقط از يكي هزينه ميشه جناب فرزاد حسني چون اونايي كه نميدونن قضيه چي بوده شروع ميكنن به ساختن داستانهايي كه موجب ممنوع التصوير شدن ايشون بوده!! هر چند قبول دارم اعتراضها به برنامه كوله پشتي در واقع جهت درست خودش رو كه همون اعتراض به مديريت صدا و سيما بود پيدا نكرد!!

حالا اگه يه ادم مهم!! حرف خيلي غير مهمتري زده بود!! داستان سروش و انتقاد از انقلاب فرهنگي و جوابيه ها كه يادتونه!!

درد اينجاست. متاسفانه الان خيلي از ادمهاي غير مهم!! به نحوه مديريت صدا و سيما اعتراض دارن! زماني كه نسل جديد خبرنگارها اومده بودن كورسوي اميدي باز شد براي اينكه ادمهاي غير مهم!! طبق معمول فكر كردن اتفاق مهمي افتاده! اما دوستان خبرنگار داريم ازتون نا اميد ميشيم! اين نقده اين يه حرف دله براي اينكه به خودتون بياد كار شما وابسته به مردمه! ازشون دوري كنيد مرديد! (يعني عدم حيات!) لااقل شما كمك كنيد نا اميد نشن ازتون. كمك كنيد اعتمادمون رو به مديريت صدا سيما بيشتر از اين از دست نديم. و دلسرد نشيم. از اينكه هنوزم جايي براي شنيدن صداها هست در اين دانشگاه اسلامي....  اين جماعت جوون غير مهم! حرفها داره براي دانشگاه اسلامي... تريبون نداره چون ادمهاي مهم فقط تريبون دارن!! شما كه هم نسل مائيد و فريادهامون يكي هست به كمك رسانه در كشور بياين.

اگر اين دعوت لبيكي داشته باشه مطمئن باشيد اين رسانه و شما هستيد كه پيشرفت مي كنيد و مورد اعتماد و وثوق بيشتر مردم قرار ميگيريد! فعلا تا همينجا! اميدوارم باقي اش رو با هم شروع كنيم.

 

============================== 

1.بعضي از سايتها مثل رجا و غيره هر از گاهي مطالب دوستان رو ميذارن ما استفاده مي كنيم كه از اين بابت ممنونيم هر چند به نحوه لينك دادن به مطالب و حتي انتخاب اونها  نقدهايي وارد هست كه اگر دوستان رجا و ديگران خواستن شنونده باشن در خدمت هستيم اگرم نخواستن كه هيچي!!

 

2. يكي از مردمي ترين خبرنگارهاي موجود تو فضاي مجازي اقاي طالبي هستن كه البته به ايشونم من نقدهايي رو وارد دارم و ميدونم خيلي از دوستان هم حرفهايي براي گفتن به ايشون دارن .چون مردمي بودنشون كامل نيست ولي بهرجهت فعلا غنيمتي هست. لازم ديدم در اينجا از ايشونم تشكر كنم.

 

3. دوستاني كه اسمشون برده شد به دل نگيرن. محض نمونه اسم بردم و قصدم فقط اصلاح خبر رساني بود هر چند ميدونم يك دست صدا نداره! مخصوصا اگر غير مهم باشه!

 

4. التماس دعا.

 

 




لينك ثابت نوشته شده در سه شنبه دهم مهر 1386ساعت 0:6 توسط ::باران::


 

سلام. اين سالي يه بار رفتن دكتر به آمريكا هم واسه خودش حكايتي شده ها! اونقد همه رسانه ها چه غربي شرقي اينوري اونوري و هر وري‌اش به تكاپو مي افتن كه ادم حال مي كنه همه كانالها رو عوض كنه مودم رايانه اش رو هم دربياره بره برنامه كودك ببينه! تازه امسال كارتونهاي خوبي هم ميزاره در مورد ماه رمضون. اون كارتون مذهبي هاشم بد نيست همونا كه راجع به پيامبرها و فرستادگان خدا ميسازه  حضرت سموئيل و اسماعيل و...(ما رو جان به جان هم بنماييد ادم نميشويم كارتونها را هم فيلتر شده ميبينيم. ). حالا غربيها همه چيزشون تو رسانه هاشونه و اينجور اب و تاب دادن جزء لاينفك زندگيشون. ما چمون شده! (يعني همان چه بلايي بر سرمان آمده است!) اين همه آب و تاب برا چي اخه! من كه نمي فهمم. مگه غير اينه كه آقاي دكتر رفته امريكا يه سري از حرفهاي انقلاب رو تا اونجا كه ميتونه و اجازه ميدن براي جهان بيان كنه. اين كه ديگه اين همه سر و صدا نميخواد. يه وظيفه مليه براي رئيس جمهور كه بره حرف ما رو و ايدئولوژي ما رو و اعتقادي رو كه به خاطرش انقلاب كرديم به دنيا برسونه. اصلا وظيفه همه است هركسي به اندازه توانايي اش. حالا كسي كه رئيس جمهوره وظيفه‌اش سنگين تره چون فرصتهاي بيشتر و بهتري در اختيارشه. اين اصلا يه وظيفه ديني هست. پس فكر كرديم مثلا چطور بايد زمينه ظهور حضرت وليعصر(عج‌الله) فراهم بشه. با هيمن علم ها و عملها ديگه! ما موظفيم انديشه‌اي رو كه حضرت‌امام(ره) به ما ياد داد و براي نسل ما احيا كرد به ديگران ياد بديم. زكاتش همينه. حالا يكي ميگه اقا چرا دكتر بهش توهين شد تو دانشگاه كلمبيا جلسه رو ترك نكرده؟! يكي ميگه آقا برنده دانشگاه كلمبيا كي بوده ما يا اونا! يا قبلا ميگفتن چرا دكتر ميره از انديشه اسلامي اونجا حرف ميزنه از چيزي كه اصلا مخاطبان بعضا براي اولين بار شنيدن. اقا يكي به من بگه مثلا دكتر جلسه رو ترك ميكرد كه چي؟! اصلا مگه توهين رييس دانشگاه يا هر كس ديگه سلب وظيفه ميكرد از رئيس جمهور؟! الان ملت ما به خاطر اموزه هاي نابي كه از دين در اختيار داره مسئول اموزش و نشر اون براي بقيه هست يعني خدا الان به ما يه جور به چشم يه ملتي نيگاه ميكنه كه بايد پيامبر اموزه هاش باشيم براي بقيه ملتها. پس مسئوليم . مگه پيامبر بايد با يه توهين جا بزنه؟! يا اصلا ميتونه جا بزنه؟! پيامبر موظفه وظيفه‌اش رو انجام بده! ما ارسلناك الا مبشرا و نذيرا! حواسمون باشه مثلا ميخوايم با خدا معامله كنيم نه با غير اون. البته مختاريم ميشه خودمون رو بفروشيم به حيات دنيا و بگيم خدا ما شنيديم  اموزه هاي دين تو را و به چشم خودمان ديديم نصرتت را! اما الان ميخوايم زندگي كنيم در همين دنيا و به همين راضي هستيم. خدا هم ميگن ارضيتم بحياة الدنيا؟ ما هم بگيم قالوا بلي...اون موقع خدا ميگه عيب نداره من امانتم رو از شما ميگيرم و اون رو به مردمان ديگري ميدم و البته شما رو هم به حال خودتون ميذارم. و البته بدانيد دنيا بجز لهو و بازيچه‌اي بيش نيست! بله ما اين انتخاب رو هم ميتونيم بكنيم!

علي اي حال دست دكتر درد نكنه كه پيش خدا روسفيدمون كرد و موند و حرفهاي الهي ملت ايران رو تو دانشگاه كلمبيا زد. اما اينكه كي برنده است؟! اين ديگه خيلي بحث بامزه‌ايه صدا سيماي ما هم جالبه روش مانور ميده احمدي نژاد برنده بود يا رژيم صهيونيستي و امريكا! بابا اينكه اظهر من الشمسه! مگه اصلا حرف روي شخصه. مگه دعواي ما با امريكا و رژيم صهيونيستي سر احمدي نژاده يا حرفهايي كه احمدي نژاد زد تو نيويورك مگه فقط حرف اونه؟! حرفي كه حق باشه هميشه پيروزه! حرف حق+ عمل حق = فتح. اين وعده الهيه. يعني اگر هم حسن فعلي بود و هم حسن فاعلي معلومه كه باطل نابوده! جاء الحق و زهق الباطل ان الباطل كان ذهوقا...

-------------------------------------- 

* ميلاد امام حسن مجتبي(ع) بر همه مباركككككككككككككككككككككككككككك.

* ممنون از دكتر احمدي نژراد كه تو دانشگاه كلمبيا فرمول فتح و پيروزي رو درست رعايت كرد.(رياضي خونده ديگه!)

* يه تشكر هم از هيات دولت كه بيانيه داد گفت بي ترمزا نرن استقبال. بابا اين بچه بازيها چيه! ميدونم ذوق مرگي داره كه بعد اينهمه سال كه اونها دارن ما رو متهم ميكنن حالا ما نشستيم جاي مدعي و تو كشور خودشون حالشون رو ميگيريم. جا اينكه بريم همش خودمون رو تبرئه كنيم. ولي خب جنبه داشته باشيد اگر دين خدا رو ياري كنيم پيروزيهايي از اينا بزگتر در انتظارمونه اون موقع مي افتيد رو دستمون ها!

 =================

اضافات!!

اولا دوستان جواب سلام واجبه!! خطاب به اونهايي كه نظر ميدن بدون سلام كردن!! عليكم السلام و رحمة الله

دوم اقاي قرار شبانه ما دست خودمون هست اگر بخوايم در راه خدا قدم برداريم  و متحد باشيم و حامي اين سياست عزتمندانه، معلومه كه بعد از احمدي نژاد هم هستن كساني كه برن اينطوري حرف بزنن! همه چي به خودمن بستگي داره! فقط ما بايد اونا رو كشف كنيم و بهشون فرصت بديم. كه اگه با خدا باشيم خدا خودش بهمون نشونشونن ميده مثل همين احمدي نژاد.

 

سوما دوستان توصيه مي كنم اينجارو هم ببينيد در مورد سريال هاي ماه مبارك رمضان و شيطان و اين حرفها!  

 

چرا الياس، چرا كنستانتين،چرا وكيل مدافع شيطان

 




لينك ثابت نوشته شده در پنجشنبه پنجم مهر 1386ساعت 23:49 توسط ::باران::