تبليغاتX
یاد داشت های جیر جیرک...

حافظا نقش رخ یار، همانست که بود
تا ابد وعده ی دیدار، همانست که بود
گرچه این چرخ زمان چرخش چندی بنمود
لیک این مر کز پرگار، همانست که بود
رسم عاشق کشی و شیوه ی شهر آشوبی
حافظا بر سر بازار، همانست که بود
دولت فقر چه نیکو به تو ارزانی شد
لیک این گیتی غدّار، همانست که بود
نفس باد صبا و سحر دولت یار
زیر این گنبد دوّار، همانست که بود
ای که پیرانه سرت صحبت یوسف بنواخت
کلبه حزن خریدار، همانست که بود
گفتی ای پیر مغان نکته چندی اما
قصه میخور افگار، همانست که بود


رندی و میخوری و عاشقی از یاد نرفت
گوئیا قسمت عیّار، همانست که بود
حیف از آن غمزه شیرازی و لعل لب اوی
دیده مردم بیمار، همانست که بود
مستی و حال می امروز حرام است ولی
عدد مردم هشیار، همانست که بود
گرچه بار گنه افزون دو پا در گل شد
هق هق شبرو بیدار، همانست که بود
خال هندوی کمان ابروی شیرین گفتار
بر لب تشنه تبدار، همانست که بود
با دو صد تلخی رفتار و نمک زخمی دل
طعم شیرینی گفتار، همانست که بود
حاصل لوح و کتاب و قلم و صفحه چه بود
فرق ما مردم و پاچار، همانست که بود
گرچه صد صفحه گرفتیم به هر شاخه خویش
قدر یک بوته بی بار، همانست که بود
ترک شب سجدگیش مشکل کار افزون کرد
رمز توفیق به هر کار، همانست که بود
روزی و رزق فزون شامل ما گشت آری
لطف آن رازق دادار، همانست که بود
کفر و کار دگر و خلوت و مستی حاشا
ستر آن ساتر ستّار، همانست که بود
حافظا گر تو نکو گشتی و حافظ باری
شاُن آن سعدی و عطار، همانست که بود
زان مبارک سحری کز بر ما گشت چه سود
حال این ((...)) خمّار، همانست که بود


 



لينك ثابت نوشته شده در یکشنبه هجدهم آذر 1386ساعت 14:45 توسط ::باران::


روزي شخصي در حال نماز خواندن در راهي بود . مجنون بدون اين که متوجه شود از بين او  و سجاده اش عبور کرد مرد نمازش را قطع کرد و داد زد هي!! چرا بين من و خدايم فاصله انداختي؟!

 مجنون به خود آمد و گفت: من که عاشق ليلي هستم تورا نديدم!!تو که عاشق خداي ليلي هستي چگونه مرا ديدي؟!




لينك ثابت نوشته شده در سه شنبه سیزدهم آذر 1386ساعت 10:19 توسط ::باران::


بيخودي فكر بد نكنيد اون چهره سياسي موسويان نيست ايشون نه تنها روم به ديوار بلانسبت جاسوس نيستند كه قهرمان ملي هم هستند. اين جمله آيت الله شاهرودي درباره يك چهره ديگه است و اصلآ متن زير جلسه پرسش و پاسخ ايشون در سال 80 بوده كه امروز تو يه جستجوي اينترنتي بهش برخوردم از اونجايي كه اكثر پرونده هاي مطرح شده ديگه بعد 7 سال حكمش قطعي شده و محكومين دارن دوران محكوميتشون رو مي گذرانن . خوندن اون رو خالي از لطف نيست .تا ديگه كم از اين قوه قضائيه ايراد بگيريم و همش بازخواستشون كنيم و مصاحبه ترتيب بديم بابا اين قوه داره با اقتدار كارش رو انجام مي ده.
در مصاحبه زير يه جاهايي باز بي مزگي من گل كرده يه قسمتايي با رنگ قرمز اضافه كردم كه هميجا اعلام مي كنم از كرده خودم پشيمونم و اونا همش حاصل هذيان گويي منه.   


رئيس قوه قضاييه در نشست پرسش و پاسخ با دانشجويان دانشگاه تهران در اسفند 80:

مخروبه قضايي را آباد مي كنيم   << بر منكرش لعنت >>

• اكثر دستگاهها و شركتهاي دولتي و بخش خصوصي سالم هستند
<< اتفاقآ من و آقاي نيوتن هم معتقديم زمين صافه >>
• قبل از قطعي شدن حكم دادگاه پرونده ملي ـ مذهبي ها، توضيح درباره پرونده و شفاف كردن اتهامها ممنوع است. 
<< اين يكي رو واقعآ راست مي گيد چون كمتر حكمي تا حالا قطعي شده همشون هنوز تو همون مرحله قبل قطعي شدنه وگرنه مردم كه خداي ناكرده نامحرم نيستن و حتمآ در جريان حكم قطعي قرار مي گيرن >>
                    050475.jpg
گروه سياسي: آيت الله محمودشاهرودي رئيس قوه قضاييه عصرديروز براي نخستين بار در جمع دانشجويان حضوريافت و درخصوص مهمترين مباحث روزقضايي به ابرازنظر پرداخت.
به گزارش خبرنگار سياسي «ايران»، وي كه در جمع دانشجويان دانشگاه تهران و تحت عنوان همايش دانشجويي مبارزه با مفاسداقتصادي سخن مي گفت، ابتدا به مباحث مبارزه با مفاسداقتصادي پرداخت و گفت: اگر با مفاسداقتصادي برخوردنشود هم اقتصادبيمارمي شود و هم خلاف در جامعه شيوع پيدامي كند. مفاسداقتصادي و مالي و عدم برخورد باآن منجر به بسترسازي براي بروز مفاسداخلاقي و سياسي مي شود كه هم اكنون نيز چنين شده است.
<< ببخشيد ها ولي الان ديگه مي گن مبارزه با مفاسد اقتصادي باعث فرار سرمايه مي شه البته شما نگفتين ها روزنامه ها گفتن شما گفتين >>
هاشمي شاهرودي در ادامه همين بحث اظهارداشت: مبارزه با مفاسداقتصادي مسأله كوچكي نيست و توسط يك قوه به تنهايي و با يك دادگاه و يك پرونده به نتيجه نمي رسد.
<< اگه قصد به نتيجه رسيدن مي داشت با نصف قوه هم به نتيجه مي رسيد >>
وي همچنين تصريح كرد: اينگونه نبايد تفسيرشود كه تمام تشكيلات اقتصادي كشور فاسدهستند چرا كه اكثر شركتها و دستگاههاي دولتي و بخش خصوصي سالم هستند اما فساداقتصادي كم هم خطرناك است.
<< ولي زيادش خطرناک نيست وگرنه تا حالا بايد کشور نابود شده بود >>
درادامه اين نشست دانشجويي، نمايندگان پنج تشكل دانشجويي با طرح ديدگاههاي خود و تشكلهاي دانشجويي، سؤالاتي را از رئيس قوه قضاييه پرسيدند.
آيت الله هاشمي شاهرودي در پاسخ به اين پرسش كه «چرا جرايم ملي ـ مذهبي ها شفاف بيان نمي شود؟» گفت: توضيح درباره آنچه در پرونده هاي كيفري است، قبل از قطعي شدن حكم و براساس ماده 188 آيين مدني ممنوع است. وي تصريح كرد: افشاكردن و شفاف نمودن اتهامها قبل از مشخص شدن حكم، مفاسد و زيانهاي اجتماعي سياسي دارد و همين مسائل و عوامل مانع توضيح درباره پرونده ها مي شود.
<< و بر اساس تبصره 188.5 کلآ ممنوع است و قبل و بعد هم نداره البته بعدي که وجود نداره حداقل بعد 7 سال داريم مي بينيم >>
وي درباره فشارهاي وارده به قوه قضاييه دربحث مبارزه با مفاسداقتصادي گفت: فشارهاي آنچناني به قوه قضاييه متوجه نيست و قوه قضاييه احساس فشار نمي كند و اگر هم تحت فشار قرارگيرد اعتنا نخواهدكرد. 
<< آره بابا برا چي اعصاب خودتون  رو خراب کنين ، خودش خشک مي شه مي افته >>
وي گفت: مبارزه با مفاسداقتصادي مربوط به جناح و گروه خاصي نيست و برخي از مفسدان اقتصادي نيز جزو جناح و گروه خاصي نيستند.
<< به جون خودم قبول دارم اينا مفسداي اقتصادي فرا جناحين با همه جناح ها هم کار مي کنن >>
رئيس قوه قضاييه تأكيدكرد: درجرايم اقتصادي مجرم ازهرگروه و جناح، درهرلباس و پست و مقامي باشد، بااو برخوردخواهدشد و فشارهاي سياسي براراده قضات و روند رسيدگي پرونده ها اثري ندارد.
<< بعد از 6-7 سال از فرمايشات شما اينو ديگه داريم با گوشت و پوست و استخوان لمس مي کنيم >>
وي درباره پرونده قتلهاي زنجيره اي و عدم اطلاع رساني شفاف دراين پرونده نيزگفت: هيأت پيگيري پرونده قتلهاي زنجيره اي اطلاع رساني خوبي انجام داده است اما دشمنان خارجي و برخي ها در مطبوعات داخلي مطالبي را گفته اند.
«حكم عاملان قتلهاي زنجيره اي شفاف اعلام شده، به ديوان عالي رفته كه حكم نقض شده ولي اكنون نقض پرونده برطرف شده و اگر ديوان عالي تأييدكند حكم اجرامي شود.»
<< کاش قول مثلآ 20 سال بعد رو مي داديد تا ما بعد 6 سال انتظار الکي نداشته باشيم >>
وي افزود: درمورد شكايت متهمان از بازجويان نيز منتظر حكم دادگاه تجديدنظر هستيم. اما آنچه در مطبوعات و تحليل ها و تفسيرها براساس سلايق مطرح مي شود، به ريشه يابي مسأله ارتباط دارد و موضوعي غيرقضايي است.
يكي از دانشجويان درباره وضعيت پرونده پتروپارس پرسيد كه هاشمي شاهرودي پاسخ داد: يكي از پرونده هاي دردستوركار «پتروپارس» است كه اكنون در مرحله بررسي و كارشناسي است. وي گفت: چون بررسي اين قبيل پرونده ها مشكل است و نياز به كارشناسي متخصصان صنعتي و نفتي دارد، قبل از اينكه به شعبه رسيدگي كننده برود، برروي آن كاركارشناسي مي شود.
<< و هنوز هم در سال 1386 اين کار کارشناسي تمام نشده !!>>
وي درباره اين موضوع كه چرا شماري از دانشجويان و چهره هاي سياسي در زندان هستند نيز گفت: هرچه دستگاه قضايي و نيروهاي انتظامي و امنيتي وارد دانشگاهها نشوند، بهتراست.
<< اي بابا اون موقع هم بگير و ببند بوده ؟ آخه الان مي گن بگير و ببند فقط مال زمان احمدي نژاده اون موقع از زندانها به جاي انبار سوله استفاده مي کردند >>
رئيس قوه قضاييه با اشاره به پرونده كوي دانشگاه نيز گفت: اين پرونده بررسي شده و حكم صادرشده اما يك بخشي هنوز مفتوح مانده چون سندي براي پيگيري قضايي نيست.
<< همه بخش ها هم به خاطر اون يک بخش تا ابد الدهر مفتوح خواهد ماند >>
البته برخي از دانشجويان قبل از اينكه به قوه قضاييه بيايم به زندان افتاده بودند. اما در ابتدا از رهبري درخواست كردم كساني را كه در پرونده كوي به اعدام محكوم شده اند عفو كنند كه شامل دو نفر دانشجو و دونفر غيردانشجو مي شد.
وي همچنين از عفو جديد شماري از دانشجويان حادثه كوي، حادثه خرم آباد و برخي شهرهاي ديگر به مناسبت سالگرد پيروزي انقلاب اسلامي خبرداد.
رئيس قوه قضاييه درباره زندانيان سياسي نيزگفت: اجازه بدهيد پرونده هاي چهره هاي سياسي و محاكم غيرعلني برگزارشود، بعد ببينيم، به حق بوده يا ناحق، سياسي بوده يا قانوني. وي بدون اينكه از فردي خاص نام ببرد، گفت: يكي از چهره هاي سياسي بعد از محاكمه اش، نامه اي جانسوز براي مقام رهبري نوشته كه وقتي بنده آن را به پيش رهبري بردم كه ايشان هم گفتند نامه اي جانسوز است.
وي دراين نامه اقراركرده است، قصد براندازي داشته و حالا پشيمان است.
<< ببخشيد اول اسمش حسين.مو نبوده ؟ اي بابا خيالاتي شدم اين جلسه که مال 6 سال پيشه>>
رئيس قوه قضاييه در ادامه تأكيدكرد كه هيچكس حق ندارد نظر خود را به قاضي تحميل كند، مديريت پرونده كاملاً دراختيارقاضي است.
وي درباره مسأله بازداشت هاي موقت به برخورد با يكي از قضات بخاطر بازداشت موقت بي دليل اشاره كرد و گفت: اين برخورد مايه عبرت شده است و ما ارشادي برخورد كرده ايم.
رئيس قوه قضاييه پيرامون سياسي شدن پرونده مفاسد اقتصادي نيز اظهار داشت: ما بناي سياسي كردن پرونده مفاسد را نداريم اما آنچه مطبوعات مي گويند، مي نويسند، بحث ديگري است.
<< ما کلآ غير سياسي همه مفاسد اقتصادي رو تبرئه مي کنيم >>
وي همچنين تأكيد كرد كه اطلاع رساني قوه قضاييه ضعف دارد، اما قوه قضاييه بيشتر دنبال كار قضايي است و با كار سياسي و تريبون داري فرق دارد.
هاشمي شاهرودي گفت: ممكن است در يك جا قاضي اشتباه كند يا قانون را بدبفهمد يا تحت تأثير قرار بگيرد، 
<< يا روم به ديوار تحت فشار سياسي يا زير ميزي قرار گيرد >>
 اما بايد قبول كرد، دستگاه قضايي اگر افكار عمومي را ميزان قضاوت قرار دهد، اين قضاوت نمي شود.
<< نه بابا افکار عمومي کيلو چنده نفع خودتون رو در نظر بگيريد >>
وي درباره اينكه شأن و حقوق متهمان رعايت نمي شود، گفت: ما هرجا ديده ايم، برخورد كرده ايم.
رئيس قوه قضاييه اضافه كرد: در همين پرونده شهرام جزايري يك هيأتي از طرف سه قوه رفتند و با او آزادانه صحبت كردند، ديدند اينجوري نيست كه او شكنجه شده باشد تازه اگر هم شده بود، ربطي به پرونده ندارد و بايد شكنجه گر را گرفت و مجازات كرد.
<< نه خداييش نشده بود چون ما بعد 6 سال ديديم شهرام همچين لپاش گل انداخته بود تپل تر شده بود هم قبل از سفر خارجه هم بعد از سفر ، تازه زير شكنجه كه كسي ازدواج مجدد نمي كنه >>
وي خاطرنشان كرد: آزادي مطبوعات، حقوق مطبوعات و آزادي بيان، به معناي آزادي دروغ گفتن و تهمت زدن و بيان مطالب خلاف واقع نيست.
هاشمي شاهرودي گفت: در 2.5سال گذشته، 50 قاضي و مديركل را محاكمه و از دستگاه قضايي بيرون كرده و يا به زندان انداخته ايم. 
<< به ملا گفتن مرکز زمين کجاست ميخ طويله رو کوبيد زمين گفت همينجا مي گي نه؟ برو مترش کن >>
وي درباره حضور جريانات خودسر در قوه قضاييه گفت: ما سراغ نداريم كه اينها كي و كجا هستند، ممكن است، برخي قضات خلاف كنند اما خودسر نيستند. اگر آقايان خبردارند، با كمال خرسندي بيايند، به ما اطلاع بدهند ما آمادگي برخوردبا هركس را كه باشد داريم.
وي درباره اينكه شما گفته بوديد ويرانه را تحويل گرفته ايد، اكنون چه كار كرده ايد كه بعدي هم نيايد بگويد ويرانه را تحويل گرفته است، گفت: «مخروبه را ان شاءالله آباد مي كنيم.»
<< دارن کار زير بنايي مي کنن که انشا الله اين قوه براي نسل چهاردهم يا پانزدهم انقلاب کاملآ آباد باشه >>
از رئيس قوه قضاييه پرسيده شد كه درباره تخلفات آستان قدس رضوي و بنياد مستضعفان چه اقداماتي انجام داده است، گفت: تخلفي در آستان قدس رضوي نبوده، اما پسر توليت آستان قدس رضوي در تخلفات شركت «المكاسب» كه در خارج از كشور است نقش دارد و رسيدگي مي شود.
<< البته عجول نباشيد مثلآ سال 86 انتظار اتمام پرونده داشته باشيد .تقريبآ حکمش شامل نديده پسر توليت آستان قدس مي شه >>

وي افزود: درباره بنياد جانبازان پرونده هايي تشكيل شده كه در دوره كارشناسي است.
<< الان 6 سال گذشته و در دوره کارشناسي ارشده >>
رئيس قوه قضاييه همچنين درباره تخلفات رئيس جمهوري سابق و فرزندان وي گفت: ما پرونده اي از آنها نداريم، اگر كسي دارد، بدهدما رسيدگي مي كنيم.
<< رشوه 50 ميليون دلاري شرکت توتال فرانسه که فرانسوي هاي ملعون افشا کردند خدمت شما >> ( انصار نيوز و چند نشريه ديگه نوشته بودن ها به من ربطي نداره )
وي آزادي و عفو مرتضي رفيق دوست را رد كرد و گفت: عفو وي خلاف واقع است.
<< عفو و آزادي موقت هر دو خلاف واقع است ايشان آزادي دائم دارند >>
رئيس قوه قضاييه درباره توقيف فله اي مطبوعات گفت: در اين باره بايد دادگستري تهران پاسخ بدهد.


سروش ::: يكشنبه 11/9/1386::: ساعت 7:27 عصر
 
==========================  
 
برگرفته از وبلاگ ناگفته ها 
 



لينك ثابت نوشته شده در دوشنبه دوازدهم آذر 1386ساعت 11:58 توسط ::باران::


سلام

دوست عزیزی گفت باید در مورد تبرئه موسویان بنویسیم! راستش دیگر دل و دماغی برایمان نمانده!چند بار حرکت وبلاگی کردیم! مطالبه عمومی؟! زرین کلک یادتان هست؟ صدا و سیما چطور؟ سریالهای ماه رمضان!! چقدر خوب همه شان بهمان دهنکجی کردند و به خاطر حرکت وبلاگی ما و تاثیراتش چه تقدیرها از این سریالهای مزخرف که نشد!! مادرم حرف قشنگی زد! می گفت این "اژه ای" مثل اینکه درس عبرت نمیگیرد! گفتم چطور؟! گفت این که صابون این حضرات دانه درشت به پوستش مالیده شده!! بعد ماجرای کرباسچی و محاکمه اش رو یادم اورد. که با چه حوصله و شجاعتی این روحانی بزرگوار بدون ترس از حضرات کارش رو انجام داد! اما اخر سر چه!! حضرات میخواستند بروند مکه! نگذاشتن هواپیما بپرد مگر اینکه کرباسچی از زندان در بیاید و با حضرات مصلحتی به عربستان برود! بعد هم به یمن همه رسانه های مصلحت خواه(حال چه مصلحت نظام باشد چه مصلحت...) اوشان شدند مدیر لایق شهرداری!! که نظیرش نیامده و نخواهد آمد! نمیدانم  بروشور شهرداران موفق تهران را خواندید یا نه! که به یمن 100 ساله شدن شهرداری تهران منتشر شده بود! واقعا تاسف ...تاسف...تاسف... وقتی در شهرداری برای بهروز افخمی بزرگداشت میگیرند! وقتی ادمهای بسیار نازنینی!! را نه با اتوبوس با هواپیما وارد شده در شهرداری می بینی! وقتی جنابان فرهنگی مجلس برای شرکت معاونت میراث فرهنگی در فلان جلسه چه ها که نمی کنند بعد رییس جمهور سابق با فلانی دست میدهد انگار نه انگار اوشان دیده اند! و وقتی همه این کارها به نام اصولگرایی انجام میشود! وقتی همین جنابان فرهنگی به خاطر فیلم سراسر مسخره اغما به  صدا و سیما تبریک می گویند! وقتی جناب ابوطالب انتقادش این است که بعضی اقایان مسجد سازی را با کار فرهنگی اشتباه گرفته اند!!! به نهایت سواد فرهنگی اقایان پی میبری و البته خوشحال خواهی شد که لا اقل به این یکی رای نداده ای که حرصش را بخوری! وقتی موسویان متهم میشود!! و تو چند روز قبل از اعلام حکمش او را در ردیف اول همایش با همه اعتبار مصلحتی اش می بینی! و پوزخندی را که ملت بزرگی را به تمسخر میگیرد میبینی!! وقتی وزیر اطلاعات به سیم اخر میزند که اطلاعات را منتشر کند و حکم ضرب العجلی قوه قضاییه را می بینی! که ممنوع می کند این کارها را! وقتی حرص میخوری! و دیگران میخندند! دوستی می گفت با اصلاحات و نرمی جلو برویم کار انقلابی نتیجه نمیدهد! داریم خفه میشویم! نا اهلان و نا محرمان بد جوری دوره مان کرده اند! یادم نمیرود برای عزاداری امام حسین(ع) در دانشگاه چند دکل گذاشته بودیم با پرچمهای سیاه رویش! معاونت فرهنگی!!!! دانشگاه دکلها را انداخته بود که چرا مجوز ندارند! و وقتی ما رسیدیم بالای دکل! حقیقت را بر روی زمین کشان کشان دیدیم! اینبار نام حضرتش نه زیر سم اسبان زیر پاهای دانشجویان فرهیخته لگدمال شده بود! نمیدانم... حالا با همه اینها چه بگوییم؟! قوه قضاییه جناب شاهرودی عالی جنابان... چی بهتان بگوییم! خودتان که خجالت نمی کشید! انهایی که اعتبارشان را که حتما هم آسان به دست نیامده برای امثال موسویان به حراج گذاشته اند بگویند به امام چه بگوییم؟ دیگران چرا حرف نمیزنند! انتخابات نزدیک است لابد! یا سربه گریبان فرو برده اند و ناظر حوادثن ببینند چه خواهد شد! راستی مجلسی ها.... ای بابا از کیا انتظار داری!

خدایا تو شاهد باش ما دادمان را میزنیم! اما زورمان به جایی نمیرسد! لابد ما هم از روی تقوی حرف نمیزنیم که هر نفرمان حریف ده نفر انها بشود! نمیدانم... شاید هم باید این زورازمایی ها بشود تا آبدیده شوند مردمان! خدایا ببین بعضی ها به تکیه قدرت مادیشان ملت بزرگ ما را چگونه به تمسخر گرفته اند! سرزمینی  که در ان انقلاب کردند و خونها ریخته شد به خاطر رضای تو! و تو هم از ایشان راضی بودی! خدایا با ما و با تو مکر می کنند! ولی هم ما و هم انها میدانیم  والله خیر الماکرین!

والسلام!




لينك ثابت نوشته شده در جمعه نهم آذر 1386ساعت 7:43 توسط ::باران::



كاش مي دانستم
راز دلتنگي را
آن زمان که به دلم مي تازد
و غريو شادي
آن زمان كه پرم از
لذت بودن تو
با صدا
بي صدا
چه تفاوت دارد؟
حس بودن با دوست
دور يا نزديك
چه تفاوت دارد؟
طعم زيباي تو را حس كردن
لحظه را تجربه كردن با تو
حس اينكه هستي
اينكه ساكت باشي،
يا كه حرفي بزني،
چه تفاوت دارد؟
من تمام خوشي ام اين حس است
كه مرا مي برد از خويش به اوج
وقت پرواز در آن وسعت انديشه ناب
لحظه لمس نسيم با سرانگشت خيال
وقت نزديك شدن تا مهتاب
وقتي از پشت حرير گلبرگ
به خدا مي نگرم
و خدا
در كمال خلقت
ساكت اما پر حرف
مي نشيند با من
كاش آنجا باشي
و در آن لحظه بودن با تو
دست سبز من و تو
پل سبزي بشود
كه خدا
بگذرد از آن
برسد تا دل من
برسد تا دل تو
و ببندد در اندوه به روي دل من
و ببندد در اندوه به روي دل تو
و گشايد در خورشيد به روي دل ما
و بهاري شود از اين همه سبز
باغ انديشه من
دشت انديشه تو
و خدا فانوسي
بدهد دست من و تو
بنشيند با ما
و بگويد
كه چرا من
كه چرا تو
نبض تند نفس باغچه را مي فهميم
و بپرسيم از او
كه چه سري است
كه تابستانها
در تب تند زمين
زير چتر خنك ناروني
مي شود او را ديد.
آخر راه من است
از تو رفتم به خدا
از خدا تا تو
و تمام اين راه
با تو معنا مي شد
چه تفاوت دارد
كه تو اينجا باشي،
يا كمي آنسوتر؟
شهر من تهران است
شهر تو اما نه
خانه دوستي ما اما
در دل هر دوي ماست
و دل ما پل سبزي دارد
كه دو سويش پيداست
زير نور فانوس
كه خدا دست تو داد
من تو را مي بينم
و تو را مي شنوم
و تو را مي فهمم
تو مرا مي بيني، مي شنوي، مي فهمي
چه تفاوت دارد
كه من اينجا باشم
يا كمي آنسوتر؟

............................................

برگرفته از وبلاگ:

                      یه مسافر

گذرمان به نت افتاد

بروزیدیم!

مهدوی باشید




لينك ثابت نوشته شده در پنجشنبه یکم آذر 1386ساعت 14:49 توسط ::باران::