تبليغاتX
یاد داشت های جیر جیرک...







یاد داشت های جیر جیرک...

«پشت به اقیانوس هرگزدعای باران ....بالا نمی رود! »

 

«پشت به اقیانوس
           هرگز
               دعای باران
                    بالا نمی رود! »

رو در روی کویر
      فریاد زدی

و باد
    صحرا در صحرا
                متبرک شد
امشب
به زیارت نواحی فریاد تو آمده ام
شاید لبهایم
    مقدس شوند:
دستها یا شکسته بود
          یا بسته
و پایی اگر بود
         رو به خستگی می رفت
نعره های رسا
        به دیوارهای ممتد می خوردند
و گلوهای تارکِ فریاد
    به تازیانه ی بغضی نامحدود
                                  حد می خوردند!

از نان مگو!
فکر ایمان
    دندان را می شکست
و سوء هاضمه
       از دو سو بیداد می کرد

علف
افسانه های هرزه می گفت
واوقات سبز باغ
          با قصه های زرد
                   تلف می شد

وشاعران بیگانه
 به تبعیت از طاعون
از خاک بی بضاعت
    ملکوتی پا در هوا را
          مطالبه می کردند


        ***
امشب
به زیارت نواحی فریاد تو آمده ام
ولبانم سربلند
    اعتراف می کنند:
        اگر گلوی تو نبود

                   عقل این حنجره
                 هرگز
                         به فریادهای بلند
                                    قد نمی داد
اگر گلوی تو نبود...

باید برخیزم

ورو به اقیانوس انتظار

    شمایل امروزینت را

           از دیوار بوسه بیاویزم

 

                       شاید

                               دلم- این دعای قدیمی -

                                             در آستانه ی نام تو

                                                               مستجاب شود.

 

 

                                                        سيد حسن حسينی

 

+ نوشته شده در یکشنبه چهاردهم بهمن 1386ساعت 19:31 توسط باران |

مقاله مهدي كلهر در پاسخ به علي مطهري

مهدي كلهر مشاور رسانه‌اي رييس‌جمهور در نوشتاري خطاب به علي مطهري به مقاله " دولت نهم و مسايل فرهنگي" وي پاسخ داد.

به گزارش ايسنا مهدي كلهر نوشته است:

جناب آقاي دكتر علي مطهري طي مقاله‌اي تحت عنوان "دولت نهم و مسائل فرهنگي" از سر سوز تعصب ديني، سياسي و فرهنگي به طرح مسائلي درباره دولت نهم پرداخته است كه نتيجه‌گيري اشتباه از اطلاعات، شواهد و قرائن مطرح شده بنده را بر آن داشت تا ضمن تشكر از ايشان بابت تذكرات ارايه شده پاسخ مناسب را جهت روشن شدن ذهن ايشان و افكار عمومي ارايه كنم.

ابتدائا لازم مي دانم بار ديگر تاكيد كنم كه بنده مشاور فرهنگي رييس‌جمهور نيستم و در هيچ شوراي فرهنگي دولت نيز شركت ندارم و حتي درهمين مسووليت مشاورت رسانه‌اي رييس‌جمهور نيز بيشتر حكم تركش‌گير را دارم.

اما اين سوال وجود دارد كه چرا موافقان و مخالفان دولت نهم از بنده به عنوان مشاور فرهنگي رييس‌جمهور نام مي‌برند؟ شايد به دليل سبقه فرهنگي - هنري و سوابق حقير قرعه فال از روز نخست اين چنين خورده است كه بنده بلندگو يا ويترين باشم، بالاخره هر كسي نقشي و مسووليتي دارد. شايد كه تصميم‌گيران و تصميم‌سازان فرهنگي به صورت گذشته در دولت نهم وجود ندارند و حوزه اين مسووليت را در بيرون از قوه مجريه تعريف مي كنند مثل "شوراي عالي انقلاب فرهنگي".

حالا كه صحبت از ويترين و بلندگوي فرهنگي شد، مي‌توانم بگويم كه دولت نهم معتقد است در اين سال‌ها برخي از ارزش‌هاي مهم و اساسي دچار وارونگي(اينورژن ) شده است كه در اين مرحله اصلاح و تصحيح رويكردهاي اصلي فرهنگي در جامعه از اولويت برخوردار است، اولويت‌هايي مانند تقويت روحيه عدالت‌خواهي به جاي پارتي‌جويي، تقويت خدمت‌رساني بي‌منت و مطالبه خدمت از مسوولين به جاي رشوه‌دهي و رشوه‌گيري، تقويت حركت به سمت آرمان‌هاي بلند اسلامي، ملي و انساني به جاي تقويت روحيه خودخواهي و خودپسندي، تقويت بلند همتي به جاي دون همتي و تقويت روحيه سخاوتمندي و مهرورزي به جاي آزمندي، كين‌توزي ، حسد ورزي و.. 

به عبارت ساده تر، دولت نهم مي‌خواهد به هزار فاميل و هزار دستان بگويد: بهترين كار فرهنگي در اين روزگار اين است كه دست‌هاي‌تان را از جيب مردم در بياوريد يا مسوولان عالي‌رتبه كشور به نقاط فراموش شده سركشي كنند و با مردمان از ياد رفته‌اي نشست و برخاست كنند( كه درآمد يك خانواده هفت نفري آنان از پنجاه هزار تومان در ماه كمتر است)

به نظر مي‌رسد بهترين كار فرهنگي براي محرومان و گرسنگان دروهله اول، رفع ظلم و دادن حق آنان از بيت‌المال است "دو صد گفته چون نيم كردار نيست"


ادامه مطلب
+ نوشته شده در سه شنبه نهم بهمن 1386ساعت 14:22 توسط باران |

تقسیم عادلانه!

 

من همسن و سال پسر تو هستم،

تو هم سن و سال پدر من هستی،

پسر تو درس میخواند و کار نمی کند،

من کار می کنم و درس نمی خوانم.

پدر من نه کار دارد نه خانه، تو هم کارداری هم خانه، هم کارخانه.

من در کارخانه تو کار میکنم. و در این کارخانه همه چیز عادلانه تقسیم شده است:

سود آن برای تو، دود آن برای من!

من کار میکنم تو احتکار میکنی!

من بار میکنم تو انبار میکنی!

من رنج می برم تو گنج میبری!

من در کارخانه تو کار میکنم. و در اینجا هیچ فرقی بین من و تو نیست: وقتی که من کار میکنم تو خسته میشوی؛ وقتی من خسته می شوم، تو برای استراحت به شمال میروی؛ وقتی من بیمار می شوم تو برای معالجه به خارج میروی.

من در کارخانه تو کار میکنم. و در اینجا همه کارها به نوبت است یک روز من کار می کنم تو کار نمی کنی؛ روز دیگر تو کار نمی کنی من کار میکنم.

من در کارخانه تو کار میکنم.کارخانه تو خیلی خیلی بزرگ است. اما کرخانه تو هرقدر هم بزرگ باشد از کارخانه خدا که بزرگتر نیست!

کارخانه خدا از همه کارخانه ها بزرگتر است. در کارخانه خدا همه کارها به نوبت است. در کارخانه خدا همه چیز عادلانه تقسیم می شود. در کارخانه خدا همه کار میکنند. در کارخانه خدا، حتی خدا هم کار می کند!

=========================== 

پ.ن:

1. سلام

2. اینم یه پست پوپولیستی دیگه!! J

3. اما اینکه ما مدتیه سیاسی نمی نویسیم به این خاطره که فراغ بال و فرصت انچنانی نصیبمان نشده و کمی ضیق وقت داریم. وگرنه حواسمان به مملکت هست! وقتش برسد ان شاءالله می نگاریم!

4. متن بالا مثل همیشه نوشته زیبایی بود از مرحوم قیصر امین پور از کتاب" بی بال پریدن" . بنده خدایی گفت شما قیصر رو مصادره کردید و چون فکر می کنید قیصر مذهبی است دارید آثارش رو تو بوق و کرنا می کنید همین جا بهش میگم دوست عزیز کسی که هنر و قدرت نویسندگی یه نویسنده رو با عقایدش می سنجه معلومه نه از هنر چیزی میفهمه نه از نویسندگی نه از شعر!! هر چند اگر انسان هنرمند  متعهد هم باشد به تعالی هنر خود و جامعه اش خدمت نموده! درثانی قلم قیصر مرحوم نیاز به تبلیغات چون منی نداره که مشک آن است که ببوید...

5. شادی روح قیصر و همه رفتگان صلوات.

 

+ نوشته شده در شنبه ششم بهمن 1386ساعت 23:23 توسط باران |