ملاصدرا می گوید:
خداوند بی نهایت است و لامکان و بی زمان
اما به قدر فهم تو کوچک می شود
و به قدر نیاز تو فرود می آید
و به قدر آرزوی تو گسترده می شود
و به قدر ایمان تو کارگشا می شود
یتیمان را پدر می شود و مادر
محتاجان برادری را برادر می شود
عقیمان را طفل می شود
ناامیدان را امید می شود
گمگشتگان را راه می شود
در تاریکی ماندگان را نور می شود
رزمندگان را شمشیر می شود
پیران را عصا می شود
محتاجان به عشق را عشق می شود
خداوند همه چیز می شود همه کس را...
به شرط اعتقاد
به شرط پاکی دل
به شرط طهارت روح
به شرط پرهیز از معامله با ابلیس
بشویید قلب هایتان را از هر احساس ناروا
و مغزهایتان را از هر اندیشه خلاف
و زبان هایتان را از هر گفتار ناپاک
و دست هایتان را از هر آلودگی در بازار
و بپرهیزید از ناجوانمردی ها، ناراستی ها، نامردمی ها ...
چنین کنید تا ببینید چگونه
بر سفره شما با کاسه ای خوراک و تکه ای نان می نشیند
در دکان شما کفه های ترازویتان را میزان می کند
و در کوچه های خلوت شب با شما آواز می خواند
مگر از زندگی چه می خواهید که در خدایی خدا یافت نمی شود؟؟؟
بيدلي از دل تنگش پيداست
نتوان نرم نمودش به سخن
اين سخن از دل تنگش پيداست
از در صلح برون نايد دوست
ديگر امروز ز جنگش پيداست
مي زده است از رخ سرخش پرسيد
مستي از چشم قشنگش پيداست
يار امشب پي عاشق کشي است
من نگويم ز خدنگش پيداست
راز عشق تو نگويد (( هندي ))
چه کنم من ، که ز ررنگش پيداست!!
سلام
چیزی حدود بیست روز بعد!!
بیست روز بعد از بروزیدن مطلب قبل!
نمیدانیم چرا قلمهایمان کند شده و فریادهایمان خاموش و نگاههایمان بی تفاوت!
شاید ما هم به مرز زندگی بی دغدغه رسیده ایم!
به آنجا یی که به این چیزها بگوییم بچه بازی!
ــ تلفن همراهم رو روشن می کنم! پیامک های زیادی که هنوز نخوانده ام...
توجهم به نام یکی از دوستان قدیمی ام جلب میشود! بعد این همه مدت؟! پیامک رو میخونم...
اگر حدود یک میلیون نفر به نام خلیج فارس رای دهند نام خلیج فارس برای همیشه خلیج فارس خواهد ماند... این پیام را برای هر فردیی که غیرت ایرانی دارد بفرستید....
چند بار پیام رو میخوانم... نمیدونم چرا خونم بجوش نمیاد...چند بار با خودم مزمزه میکنم... بابا این همه ایرانی! 70 میلیون تا الان لابد ده میلیونی امضا کردن...
چند شب پیش تازه شنیدم تعداد امضا کنندگان از مرز نیم میلیون گذشت....
ــ اخراجی های دو در راه است.... با تیتر بزرگ نوشتن!
کمی اعصابم بهم میریزه.... دوستی ازم میخواد مطلبی بنویسم راجع به دهنمکی! و بگم دهنمکی بعد از اخراجی ها تموم شد! از سازگار شدن و محتاط شدن دهنمکی حرف میزنه و از اینکه اون دهنمکی که جز اولین معترضان بود الان کجاست؟! مصاحبه جدید دهنمکی رو بهم نشون میده و سوالها و جوابهای دهنمکی... راست میگفت... اگر مسلم نبود این ها جواب دهنمکیه من یکی اصلا باور نمیکردم! اما در تمام این مدت دارم به این فکر میکنم که دهنمکی قبل اخراجی هام تموم شده بود! برخلاف خیلی ها که تمجیدها کردن در باره اخراجی ها، اخراجی ها اشک منو در اورد! در مظلومیت سینمای دفاع مقدس!! با اینهمه اخراجی های دو داره ساخته میشه و اما قلم ما کند تر از همیشه حتی در اعتراض به تمام شدن دهنمکی!
ــ دور دوم انتخابات تموم شد نماینده ها انتخاب شدن! و من دارم فک میکنم راستی چه اوضایی داریم ما! نماینده انتخاب می کنیم بره حرف ما رو تو مجلس بزنه و مطالبه کنه! وقتی میره اونجا هی تو سر خودمون میزنیم بابا جناب نماینده چرا فالان میگی و بهمان؟! حالا باید خودمون بشینیم مخالفت کنیم با حرفهای نمایندمون! اونی که خودمون بردیم گذاشتیم اونجا! اخه جناب حداد عادل بذار جوهر قلممون خشک شه!! همون بحث خار در چشم و ...
ــ هر کی راجع به مافیای قاچاق سیگار یه چیز میگه... بعضی وقتا ادم میمونه کی راست میگه کی دروغ! بازم با بی تفاوتی رد میشم!! همون سری که درد نمی کنه...
ــ راجع به موسویانم باید توبه کنیم البته من خدایی چیزی هم نگفتم... اما شنیدم یکی دیگه از حضراتی که تازه شده نماینده خیلی قبل پیش گفته بود توبه کنید جاسوس دیگه چیه!! بعدها شنیدم جرم ایشون اقدام علیه امنیت ملیه نه جاسوسی!! امنیت ملی هم که جرم بردار نیست!! باز هم کندی قلمو ترجیح دادم... هر چند سرم درد میکنه... اما بازم ترجیح میدم دستمال نبندم!
ــ و ایضا راجع به زارعی... چرا به شایعه دامن می زنیم؟!
ــ اما پست های اینده یکی دوتا پست پوپولیستی به همه بدهکارم یکی در باره فاطمه رجبی و دیگری مهرداد بذرپاش... شایدم هر دو در یک پست..
و یکی دیگه در مورد خبرنگاران بدون مرز دو! ادامه پستی که قبلها نوشته بودم!
نمایشگاه کتاب نزدیکه... تا امسال چه شود پارسال که ما در یک اقدام انقلابی قیدشو زدیم و نرفتیم!!