تبليغاتX
یاد داشت های جیر جیرک...







یاد داشت های جیر جیرک...

پایان تلخ کردان

سلام ... در باره کردان حرف و حدیث زیاد شنیدیم! شاید الان هم به قولی از دهن افتاده باشد! اما چندی پیش مطلب زیرو خوندم به دلم نشست. هر چند با جاهایی اش موافق نیستم و قابل نقد هست اما در کل حرف دلی بود که خوندنش خالی از لطف نیست!

مطلب زیر برگرفته از اینجا ست!

============================================

اصلا قصد ندارم صرفا به دفاع از اشخاص یا سرزنش و شماتت کسی بپردازم. همه آن چه می آورم، برداشت صددرصد شخصی من از احساس تلخی است که با شنیدن مذاکرات امروز استیضاح کردان از مجلس به وجودم ریخته شد. پیشاپیش اگر بخشی از متن (بر خلاف رنگ خاکستری نوشته های گذشته) کمی تلخ و تند به نظر رسید، عذرخواهی می کنم.

مجلس

کردان رفت. باید هم می رفت. قرار گرفتن شخصی چون او با این درجه از بی صداقتی در مسند مهم وزارت کشور به صلاح هیچ کس نبود. اما چه رفتنی…

 

نمایندگان محترم مجلس، امروز به مدت چهارساعت، شخصیت یک انسان را “له” کردند. هرآنچه به ذهن و زبان خطور نمی کرد، از دهان مبارک نمایندگان خارج شد. کار به خانواده و حیثیت کردان کشید. تمام کردان، آماج حملات بی رحمانه تمام مجلس قرار گرفت. این، منصفانه نبود. مجلس قصد داشت انتقام خطا و اشتباه بی نظیر خود در دادن رای اعتماد به کردان را از خود کردان بگیرد.

کردان که همان کردان بود. ماجرای جعلی بودن دکترای او هم که حتی قبل از اعتراف خود او لو رفته بود. صحبت های حسینیان و زاکانی و مطهری را در روز رای اعتماد به کردان که از یاد نبرده ایم. چطور شد که مجلس پس از سه ماه به یاد آبروی نظام و اعتماد مردم و مسائلی از این قبیل افتاد؟

لاریجانی پرادعا که صراحتا بر خلاف قانون، جلوی غیر علنی شدن جلسه را در روز رای اعتماد به کردان گرفته بود، چگونه به فکر حفظ کیان اسلام و انقلاب و … افتاد و اینچنین در خط مقدم تار و مار کردن حیثیت کردان قرار گرفت؟

آیا سه ماه التهاب سیاسی ناشی از مدرک کردان، نمی توانست با غیر علنی شدن جلسه رای اعتماد به کردان، و روشن شدن حقایق درباره مدرک تحصیلی او و سایر اتهاماتش بوجود نیاید؟ آیا نمایندگان دلسوز و خدمتگزار، نمی توانستند بجای آفتابه گرفتن به شخصیت و حیثیت کردان، همان روز اول مسئولیت دینی و شرعی و انقلابی و اسلامی و … خود را بیاد بیاورند و جلوی  تحمیل هزینه های سنگین به نظام و انقلاب و لجن مال شدن شخص کردان را بگیرند؟

به جملاتی که زاکانی در روز رای اعتماد مجلس به کردان بیان کرده بود، یکبار دیگر توجه کنید: “نکته بسیار بدیع و نو در رابطه با کردان این است که وی با مدرک فوق دیپلم به عنوان هیئت علمی دانشگاه مشغول به کار شده و در سال ۷۹ کردان از دانشگاه آزاد درخواست جذب به عنوان هیئت علمی دانشگاه را مطرح می کند و در پاراف این درخواست عنوان می شود که قبل از ارزشیابی وی مشغول به تدریس شوند که این هم ازاقدامات نادر است که فردی با یک کپی دکترای افتخاری عضو هیئت علمی دانشگاه شود.”

این ها همان نکاتی نیستند که نمایندگان محترم، امروز بخاطر آن یقه درانیدند؟ چه حرف جدیدی امروز زده شد که قبلا زده نشده بود؟ آیا دستاورد امروز مجلس، غیر از ویران شدن حیثیت و شخصیت کردان و برکناری وی از مسند وزارت(اتفاقی که می توانست سه ماه قبل اصلا رخ ندهد) چیز دیگری بود؟ مگر نه این که مسائلی در روز رای اعتماد به کردان مطرح شده بود که حتی امروز و در جریان استیضاح او هم بیان نشد؟

مجلس پر سر و صدا تا چه میزان حاضر است مسئولیت اشتباه تاریخی خود را در دادن رای اعتماد به کردان بپذیرد؟ رئیس فیلسـوف مجلس که این روزها به خوبی حساب های گذشته را تسویه می کند، در محکمه وجدان خود چگونه پاسخگو خواهد بود؟

دولت

تردیدی نیست که دولت در این سه ماه، سنگین ترین هزینه را در کل سه سال گذشته پرداخت کرد. احمدی نژاد با لجبازی و یکدندگی مثال زدنی، جلوی برکناری یا استعفای منطقی کردان را گرفت و با این کار پروژه تخریب و انزوای مطلق خود و وزیرش را کلید زد. یادم نمی آید در جلسه استیضاح، وزیری این قدر تنها و منزوی بیاید و برود.

بانیان اصلی استیضاح کردان همگی از نزدیک ترین نمایندگان به دولت بودند. اصلا این ،رایحه خوش خدمت، یعنی جناح احمدی نژادی مجلس بود که پاپیچ کردان شده بود.

یک نفر به من بگوید اصولا نگاه احمدی نژاد به مجلس چگونه است؟ اساسا وی به وجود نهادی چون مجلس در کشور اعتقاد دارد یا نه؟ چگونه است که رئیس جمهور حتی در راضی نگه داشتن نزدیک ترین نمایندگان به خود هم عاجز است؟

مجلس یعنی غرور. این چیزی است که تاریخ به ما می گوید. دعواها و جهت گیری های مجلس اصلا سیاسی نیست. خط و ربط جناحی و اصولگرا و اصلاح طلب بودن مجلس “کشک” است. مگر نه این که مجلس اصلاح طلب، به وزیر پیشنهادی خاتمی (اگر اشتباه نکنم برای وزارت پست و تلگراف و تلفن) رای نداد؟ مگر نه این که مجلس اصولگرا بیش ترین دست انداز را در راه دولت اصول گرا ایجاد می کند؟

مجلس یعنی غرور. کسی که غرور نمایندگان را به رسمیت نشناسد، در برابر مجلس محکوم به شکست است. این نکته را عطاءالله مهاجرانی فهمید و با خرج کردن احترام فراوان نسبت به نمایندگان و تحویل گرفتن بیش از حد آنان، در جلسه استیضاح خود موفق شد از مجلس محافظه کار آن روز، رای اعتماد مجدد بگیرد.

و همین نکته بود که عبدالله نوری متوجه آن نشد و با شاخ و شانه کشیدن در جلسه استیضاحش، به راحتی از مسند وزارت کنار رفت.

احمدی نژاد نمی دانست که با به رسمیت نشناختن غرور نمایندگان، و شاخ و شانه کشیدن در مقابل آنان، از دست دادن وزیرش حتمی است؟ او نمی توانست با کمی تدبیر، کار را به اینجا نکشاند که در این روزها نگران لزوم رای اعتماد مجدد به کل دولت باشد؟

احمدی نژاد نمی توانست بجای استفاده از یک موجود عتیقه بی مقدار، یک معاون پارلمانی لایق انتخاب کند و اندکی مجلس را با خود همراه کند؟ رئیس جمهور عاشق چه چیز این انسان چاپلوس، بی کفایت، دروغگو وشارلاتان شده است که معاونت حیاتی و مهمی چون مجلس را به وی واگذار کرده است؟

افتضاحات چند روز اخیر معاون پارلمانی دولت که حتی نمی خواهم نامش را ذکر کنم، برای هر چه نازک تر شدن ریسمان ارتباط دولت و مجلس کافی نیست؟

ماجرای چک پنج میلیونی مگر به دست همین شخص به بار نیامد؟ آن مامور بیچاره که پادویی بیش نبود؛ بود؟ چطور دستور خلاف را یکی دیگر می دهد، اما کتکش را یک بدبخت دیگر می خورد؟ دل رئیس جمهور به این خوش است که با معاونت پارلمانی اش “تند” برخورد کرده؟ همین؟ احمدی نژاد تا کی می خواهد هزینه بدترین انتصاب عمر دولتش را بپردازد؟

کردان

نمی توانم و نمی خواهم یک لحظه بودن در جای کردان را تصور کنم. او دروغ گفت. صراحتا دروغ گفت. نتیجه دروغ هایش را هم دید. از این نظر خوشحالم که لااقل یک نفر در این سطح از مملکت تاوان دروغگویی خود را دید.

اما باید اعتراف کنم هزینه ای که کردان پرداخت کرد، بیش از اندازه بود. قیمت دروغ ها و اشتباهات رخ داده، (حداقل نسبت به سایر دکترهای قلابی مملکت که از مدارک دروغینشان نان می خورند)این چیزی نبود که کردان متحمل شد. او حداکثر می بایست از پست خود برکنار می شد و اگر لازم بود، روال قضایی بخاطر مدرک جعلی وی طی می شد. اما این که امروز، در سرتاسر این کشور بی آبرو شود، همسرش را در بستر سخت بیماری ببیند(این موضوع کاملا حقیقت دارد، همسر کردان این روزها با یک بیماری حاد، دست و پنجه نرم می کند) و فرزندانش نتوانند از بار زخم و زبان این و آن و جوک ها و اس ام اس هایی که با موضوع پدرشان رد و بدل می شود سر بلند کنند، سزاوار او نبود.

کردان بیش از آن که هزینه بی صداقتی اش را دیده باشد، قربانی شد؛ قربانی اشتباهات و دروغ های خود، کله شقی دولت، بی مسئولیتی مجلس، و از همه مهمتر، دوست بی کفایت و ناباب خود (که اول بار مدرک جعلی دکترا را به کردان پیشنهاد کرد و این ننگ تاریخی را در دامن او گذاشت).

قطعا خطای کردان بدتر از رسوایی جنسی بیل کلینتون نبود. اما هزینه ای که کردان متحمل شد، بسیار بیشتر و سنگین تر از اتفاقاتی بود که برای کلینتون رخ داد. در حالی که رسوایی جنسی کلینتون، در زمان ریاست جمهوری وی نیز رخ داد. اما کردان تاوان اشتباهات “گذشته” خود را پرداخت. الان نیز کلینتون یک شخصیت معتبر و طراز اول در ایالات متحده است، در حالی که معلوم نیست بعد از این “پایان تلخ کردان”، چه آینده ای برای او رقم خواهد خورد.

گرچه ممکن است در روزهای آینده احمدی نژاد بخاطر حال گیری مجلس هم شده، یک پست پر سر و صدا به کردان پیشنهاد کند. بالاخره این روزها “حال گیری” پایه تعاملات دولت و مجلس است. مجلس که نتوانست در ماجرای مشایی “حال” احمدی نژاد را بگیرد، کردان را ذبح کرد. یقینا احمدی نژاد هم این “حال گیری” را بدون پاسخ نخواهد گذاشت. صبر کنید تا ببینید.

مـــا

چیزی که امروز مرتب از ذهنم عبور می کرد، اندیشه “یوم تبلی السرائر” بود. به راستی روزی که اسرار بر ملا شود و آبرو ها ریخته شود، کدام یک از ما می توانیم سر بلند کنیم؟ خدایا …

 

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و هفتم آبان 1387ساعت 13:17 توسط باران |

حرفهای شما حرفهای شماست نه شهید باکری!

بسم الله

مدت زیادی بود ننوشته بودیم نه از باب سیاسی نه از باب اجتماعی! وبلاگمان حدیث نفس شده بود کامل کامل! اما این روزها خوندن چند تا مصاحبه از چند تا از خانواده شهدا باعث شد که یه چیزایی رو لا اقل برای خودم مرور کنم!

نمیدونم مصاحبه همسر شهید رجایی و پسرش رو خوندید یا نه. یا پیام همسر شهید حمید باکری به نماینده های مجلس مبنی بر رای اعتماد ندادن به صادق محصولی. من نمیدونم که این از کی و از کجا باب شد که همسر شهیدان و خانواده شون شدن سخنگوی شهید که بله اگر شهید فلانی بود الان میدیدی چطور عمل میکرد و مخالف کیا بود یا مثلا فلانی اوایل انقلاب باعث شده که با رفتارهاش فلان شهیدان از فلان شهر فرار کنند!

من اولا صادق محصولی رو نمی شناسم اما تا جایی که ازش شناخت پیدا کردم چیز بد یا منفوری تو کارنامه اش نیست بعدشم حالا مجلسی ها که شکر خدا چش بسته رای اعتماد نمیدن به وزیر معرفی شده! میگن اقای محصولی فلان قدر ثروت داره بابا مگه داشتن ثروت و تولیدش از راه حلال بده؟! مگه جهاد نیست؟! این بابا چندین ساله مهندسه و تو کار ساخت و سازه طبیعیه بعد این همه سال اینقد ثروت داشته باشه نگید اینقد ثروت داره پس ادم بدیه! برید تحقیق کنید اگر ثروتش نامشروعه بگید فلان و بهمان!

دوم من نمیدونم اون موقع که اینهمه ادم مساله دار که بعضی هاشون الان خارج تشریف دارن و رییس جمهور وقت وقتی میخواستن طرف رو استیضاح کنن گفت پناه میربم بخدا که چه و چه.... اون موقع چرا کسی نامه سر گشاده نمیداد! زیر پرچم تحمل مخالف یا حالا حتی قبل اون کلا توی این سالها ما کم نداشتیم ادمهایی که نه تنها لایق نبودن که بعضا محرم هم نبودن و گذاشته شدن در همین پست های خطیر به قول خانم امیرانی!

اشخاصی که الان میشینن مشورت میکنن که اقا اگر رای ندیم کار نظام تمومه همین اقا تو این پست خطیر بود و بماند که همه  حتی ده دارهای نا لایق قبل خودشو عوض کرد و جاشون ادمهای لایق گذاشت!!

خانم امیرانی اون موقع هم شما به مجلس نامه دادید؟ کاش داده باشید. وقتی یه قطار توی نیشابور منفجر شد مردم اطراف شهر جزغاله شدن و بعدش حتی از این مردم جناب وزیر دلجویی نکردن بقیه چیزها پیش کش!! آیا شما نامه دادید؟

وقتی میخواستن شهدای جنگ تحمیلی، همون همرزمان همسر بزرگوارتون رو توی دانشگاه به درخواست خود دانشجوها خاکسپاری کنند بعد فلان مسئول برگشت گفت آلودگی زیست محیطی دارند!! و ما زار زدیم بر این آلودگی زیست محیطی آیا شما نامه دادید؟! حتما حواستان بوده و نامه داده اید...

خانم امیرانی عزیز ، اگر شما رو همسر شهید باکری نمی خونم منو ببخشید. این نامه دادن شما فی نفسه چیز بدی نیست و برای نمایندگان هم چه بسا غنیمتی باشه اطلاعات شما از سال 59! اما خواهش میکنم پای شهدا رو وسط نکشید! از طرف شهید حرف نزنید و نذارید این ستاره های بی بدیل که زیبا ترین خاطرات هستند در اذهان ما با دخالت داده شدن در امور سیاسی یا بهتر بگم سیاسی بازی برامون لوث بشن! به عنوان خانم امیرانی بنویسید و انتقاد کنید نه به عنوان همسر شهید باکری! چون حرفهای شما حرفهای شماست نه شهید باکری!

یا علی مددی!

درخواست خانم امیرانی رو از اینجا بخونید!

 اینم لینک رجانیوزیش!!

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و دوم آبان 1387ساعت 12:24 توسط باران |

السلام علی المهـــدی...

 

الذی یملا الارض قسطا و عدلا...

+ نوشته شده در پنجشنبه شانزدهم آبان 1387ساعت 0:45 توسط باران |

چه بود فایده بینایی را؟!

 

دیده را فایده آن است که دلبر بیند

ور نبیند چه بود فایده بینایی را؟!

+ نوشته شده در دوشنبه سیزدهم آبان 1387ساعت 0:12 توسط باران |

فدای سرت انگار نه انگار...

 

کودکان دیوانه ام خوانند و پیران ساحرم

من تفرجگاه ارواح پریشان خاطرم

خانه متروکم از اشباح سرگردان پر است

آسمانی ناگریز از ابرهای عابرم

چون صدف در سینه مروارید پنهان کرده ام

دردل خود مومنم ،در چشم مردم کافرم

گرچه یک لحظه ست از ظاهر به باطن رفتنم

چند صد سال است راه از با طنم تا ظاهرم

خلق می گویند:ابری تیره درپیرا هنی ست

شاید ایشان راست می گویند، شاید شاعرم 

مرگ درمان من است از تلخ و شیرینش چه باک

هرچه باشد ناگریزم هرچه باشد حاضرم

--------------------------------------

ای چشم تو بیمار ، گرفتار ، گرفتار

برخیز چه پیشامده این بار علمدار

گیریم که دست و علم و مشک بیفتد

برخیز فدای سرت انگار نه انگار....

------------------------------

پ.ن:اشعار از فاضل نظری

+ نوشته شده در شنبه یازدهم آبان 1387ساعت 16:6 توسط باران |

...

 

خداوند هر دری را می گشاید!

 هردری...

+ نوشته شده در جمعه دهم آبان 1387ساعت 23:5 توسط باران |