تبليغاتX
یاد داشت های جیر جیرک...







یاد داشت های جیر جیرک...

پس برسانند حاضران غائبان را و پدران فرزندان را تا روز قيامت.

 خطابه غدير تنها خطابه ايست که پيامبر خدا (صلی الله عليه وآله) نه تنها شنيدن و دانستن آنرا برای همگان واجب دانسته اند، بلکه رساندنش به ديگران را نيز بر ما تکليف نموده اند و اين امر در مورد هيچ خطبه ديگری از ايشان سابقه ندارد.

فرازهایی از خطبه غدیر

اعلام رسمی ولایت

ای مردم! بدانید که خداوند، علی بن ابی­طالب را ولیّ و صاحب اختیار شما معیّن فرموده و او را امام و پیشوای واجب­الاطاعه قرار داده است و فرمانش را بر همه مهاجران و انصار و پیروان ایمانی ایشان و بر هر بیابانی و شهری و بر هر عجم و عربی و هر بنده و آزاده­ای و بر هر صغیر و کبیری و بر هر سیاه و سپیدی و بر هر خداشناس موّحدی، فرض و واجب فرموده و اوامر او را مطاع و بر همه کس نافذ و لازم­الاجرا مقرر فرموده است. هر کس با علی (ع) به مخالفت برخیزد، ملعون است و هر کس که از او پیروی نماید، مشمول عنایت و رحمت حق خواهد بود.

مؤمن کسی است که به علی (ع) ایمان آورد و او را تصدیق کند. مغفرت و رحمت خداوند شامل او و کسانی است که سخن او را بشنوند و نسبت به فرمان او مطیع و تسلیم باشند.

ای مردم! این آخرین بار است که مرا در این موقعیّت، دیدار می­کنید، پس گوش فرا دارید و به سخنانم دل سپارید و دستور پروردگارتان را فرمان برید.

خداوند عزّوجلّ، پروردگار و ولیّ و صاحب اختیار و خداوندگار شماست و گذشته از او و پیامبرش – محمّد (ص) – همین من که اکنون به پا خاسته و با شما سخن می­گویم سپس بعد از من علی(ع) به امر خدا بر شما سمت ولایت و صاحب اختیاری دارد و پس از او امامت و پیشوایی تا روز واپسین و تا آن هنگام که خدا و پیامبرش را دیدار خواهید کرد، در ذرّیه و نسل من که از پشت علی(ع) هستند، قرار خواهد داشت.

جز آنچه خداوند، حلال کرده، حلال نیست و جز آنچه خداوند حرام فرموده حرام نیست و پروردگار، هر حلال و حرامی را به من معرفی کرده است و من نیز تمام آنچه خداوند از کتاب خود و حلال و حرامش، تعلیم نموده است، به علی(ع) آموخته­ام.

ای مردم! دانشی نیست که خداوند به من تعلیم نکرده باشد، و من نیز هر چه که تعلیم گرفته­ام به علی(ع)، این امام پرهیزگاران و پارسایان آموخته­ام و دیگر دانشی نیست مگر آنکه به علی(ع) تعلیم کرده­ام و اوست امام و راهنمای آشکار.

ای مردم! مبادا که نسبت به او راه ضلالت و گمراهی سپرید و مبادا که از او روی برتابید و مبادا که از ولایت و سرپرستی او و از اوامر و فرمانهایش به تکبّر، سر باز زنید. اوست که هادی به حق و نابود کننده باطل است و از نا پسندیده­ها بازتان می­دارد. اوست که در راه خدا از سرزنش هیچ کس، پروا نمی­کند و اوست نخستین کسی که به خدا و پیامبرش ایمان آورد و جان خویش را فدای رسول الله کرد، در آن هنگامه­ها که هیچ کس در کنار پیامبر باقی نماند، همچنان از او حمایت کرده و تنها رها ننمود و هم او بود که در آن روزگار که کسی را اندیشه پرستش و اطاعت خدا نبود، در کنار پیامبر، پروردگار خود را پرستش و عبادت می­کرد.

ای مردم! علی را برتر و والاتر از هر کس بدانید که خدایش از همه، والاتر و برتر دانسته است! و به ولایت او تمکین کنید که خدایش به ولایت بر شما منصوب فرموده است.

ای مردم! علی(ع)، امام و پیشوا از جانب حق تعالی است و خداوند توبه منکران ولایت او را هرگز نخواهد پذیرفت و هرگز آنان را مشمول عنایت و مغفرت خویش، قرار نخواهد داد و خداوند، بر خود حتم و لازم فرموده که با آن کسان که از فرمان علی(ع) سر بپیچند، چنین رفتار کند و پیوسته تا جهان، باقی و روزگار، در کار است، ایشان را در شکنجه و عذابی سخت و توان فرسا معذّب دارد.

پس مبادا که از فرمانش معصیت کنید که به آتشی گرفتار خواهید شد که آدمی و سنگ، هیزم آنند و برای کافران فراهم گردیده است.

ای مردم! همه پیامبران پیشین و رسولان نخستین، مردم را به آمدن من بشارت داده­اند. من، خاتم پیامبران و رسولان خدایم و بر همه خلق آسمان­ها و زمین­ها حجّت و برهانم، هر کس در این امر، تردید کند، همچون کفّار جاهلیّت نخستین است و هر کس در سخنی از سخنان من شک نماید، در حقیقت، به تمام سخنان من شک کرده است و چنین کس، مستحق بلا و مستوجب آتش خواهد بود.

ای مردم! خداوند متعال با این فضیلت­ها که بر من، مرحمت فرموده، بر من منّت نهاده و احسان کرده است (آری) خدایی جز او نیست و تا جهان، برقرار و روزگار پایدار است در هر حال ستایش و سپاس من، ویژه اوست.

ای مردم! علی(ع) را برتر از همه بدانید که گذشته از من، از هر مرد و زنی، برتر و والاتر است. (بدانید) که خداوند، به خاطر ماست که به جهانیان، روزی می­دهد و آفرینش بر پای و برقرار است؛هر آن کس که این سخن مرا انکار کند، ملعون و ملعون و مغضوب و مغضوب درگاه حق است.

هان. آگاه باشید که این سخنان را، به یقین، جبرئیل از سوی حق تعالی به من خبر داده و گفته است که: ((هر کس با علی(ع) به عداوت و دشمنی بر خیزد و ولایت و محبت او را در دل نگیرد، لعنت و خشم مرا نسبت به خود، فراهم کرده است))؛ پس هر کس باید که در کار خود بنگرد که برای فردای خود، چه آماده نموده است؛ پس باید که از مخالفت با علی(ع) سخت بر حذر باشید و مبادا که پس از ثابت قدمی، پایتان بلغزد که خداوند به هر چه کنید، آگاه است.

ای مردم! علی(ع) همان کس است که خدا در کتاب مجید خود، به عنوان ((جنب الله)) از او یاد کرده و از زبان مبتلایان به دوزخ، فرموده است: ((یا حَسرَتا عَلی ما فرَّطتُ فی جَنبِ الله.))

ای مردم! در قرآن به تدبر و تفکر، نظر کنید و در درک و فهم آیات آن بکوشید، و به محکمات آن توجه کنید و از متشابهاتش، پیروی می نمایید.

به خدا سوگند، غیر از این مرد که هم اکنون دست او را گرفته و او را بر کشیده­ام هرگز دیگری نیست که بتواند دستورات قرآن را برای شما روشن کند و تفسیر آیات آن را بیان نماید، همین مردی که اکنون بازوی او را گرفته­ام و به شما اعلام می­کنم که:

هر کس را من مولا و سرپرست و صاحب اختیارم، علی(ع) مولا و سرپرست و صاحب اختیار اوست؛ این مرد، علی بن ابی­طالب است، برادر و وصی من است، که فرمان دوستی و ولایت او از جانب حق متعال بر من نازل گردیده است.

ای مردم! علی(ع) و آن پاکان از فرزندانم، ثقل اصغرند و قرآن، ثقل اکبر است، که هر یک، از دیگری خبر می­دهد و هر کدام، دیگری را تأیید و تصدیق می­کند؛ میان این دو ثقل و این دو امر گرانقدر، جدایی نخواهند بود تا آنکه، قیامت در کنار حوض، به من برسند. ایشان امنای حق در میان خلق و فرمانروایان او بر روی زمین­اند.

به هوش باشید که من، آنچه لازم بود، گفتم. به هوش باشید که مطلب و مقصود را ابلاغ کردم و به گوش شما رساندم. توضیح دادم که این امر، به دستور خداوند بود و من نیز از سوی او (عزّوجلّ) به شما ابلاغ نمودم. به هوش باشید که عنوان (امیرالمؤمنین) بر کسی جز برادر من روا نیست و این سمت و مقام و فرمانروایی بر مسلمانان، پس از من، برای هیچ کس جز وی مجاز و حلال نیست.

=============

متن کامل خطبه غدیر را از اینجا بخوانید

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و چهارم آذر 1387ساعت 20:29 توسط باران |

بدون شرح!

 

من تازه فهمیدم تهاجم!! فرهنگی که میگن یعنی چی!!

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و چهارم آذر 1387ساعت 18:24 توسط باران |

لاريجاني و نمايش ميهماني بزرگان!

 
برخي از ميهمانان لاريجاني، سال‌هاست كه نوكري بيگانگان را كرده و به دليل خيانت به نظام اسلامي و ملت «محكومين نظام اسلامي هم بوده‌اند.» آفرين بر لاريجاني كه از روحانيت هزينه مي‌‌كند و با حمايت آنها از صندوق بيرون مي‌آيد و ملت و نظام اسلامي را خرج براندازان مي‌كند. ...مي‌گويم اي كاش سيلي، زلزله‌اي يا صاعقه‌اي مي‌آمد و اين ميهمانان مجرم و مرتبطين با بيگانه و اصلاح‌طلب برانداز را مي‌برد و ملت مسلمان ايران را از شر اين سرمايه‌ها نجات مي‌داد.
 
عنوان ميهماني بزرگان از روزنامه‌هاي اصلاح‌طلب گرفته شده است، با ادبياتي از نوع اصلاح‌طلبي برانداز!؟ عكس‌هايي از هاشمي و خاتمي و ناطق‌نوري و كروبي و ... يعني اينها «بزرگان» هستند و حتما ملت يا «كوچك» است و يا «رعيت». اين است فرهنگ پست‌نگر 16 ساله!
اما لاريجاني كه با بيت‌المال اين نمايش پرمسأله را برگزار كرد و از «سحابي» معترف به «عدم اعتقاد به ولايت‌فقيه» گرفته تا «طالقاني» ستيزه‌گر با اساس نظام، صباغيان و حكمت و غيره را به آن خواند، و خداي را شكر كه حزب مشاركت خا
تمي و سازمان نامشروع مجاهدين، او را بي‌پاسخ گذاردند و در اين نمايش «افتخار حضور» به لاريجاني ندادند.
معلوم نيست كه مخارج اين نمايش پرمسأله و مغاير با اصول و اهداف اسلامي در كنار همان 100 ميليون تومان‌هايي است كه از نظر لاريجاني 80 ميليون تومان آن براي رهن خانه در جنوب شهر پرداخت شده است؟! البته توقع نيست لاريجاني كه ميزبان اين بزرگان مي‌شود، خبر از شهر داشته باشد، چه رسد به جنوب آن، اما اين نمايش با كدام هدف انجام گرفت؟
بي‌گمان اين همايش امداد الهي بود تا ملت ايران ماهيت فكري، سياسي و اعتقادي لاريجاني را در نسبت با نهضت خائن آزادي، اصلاح‌طلبي برانداز، خاتمي مجري اعمال حرام و هاشمي و ... بدانند. از سوي ديگر شعار بي‌مبنا و بي‌جاي او را كه عبارت از «دولت وحدت ملي» بود و امروز ناطق‌نوري آن را فرياد مي‌كند، كالبدشكافي نمايد.
آيا نبايد تصور كرد اين «وحدت در وحدت» در نهضت خائن آزادي، حزب مشاركت، سازمان نامشروع مجاهدين، با محوريت هاشمي و خاتمي خلاصه مي‌شود؟ ملت كجاي اين وحدت قرار دارد؟ علاوه بر آن كه ملت در قبال اين افراد و گروه‌ها ايستاده است و بارها خواهان جمع‌شدن بساط قدرت‌طلبي و ستيزه‌گري آنان است.
برخي از ميهمانان لاريجاني، سال‌هاست كه نوكري بيگانگان را كرده و به دليل خيانت به نظام اسلامي و ملت «محكومين نظام اسلامي هم بوده‌اند.» آفرين بر لاريجاني كه از روحانيت هزينه مي‌‌كند و با حمايت آنها از صندوق بيرون مي‌آيد و ملت و نظام اسلامي را خرج براندازان مي‌كند.
راستي نكته مثبت اين نمايش چه بود؟ «مدرس» مظهر وكيل ملي و نماينده مسلمان كجاي اين همايش بود؟ آيا لاريجاني از ساده‌زيستي و دنياگريزي او كه عامل اصلي مقاومت و مجاهدت وي در برابر روس و انگليس جنايتكار و رضاخان وحشي سخن به ميان آورد؟ آيا او يا حداد عادل كمترين اشاره‌اي به چگونگي مجاهدت اين روحاني عالي‌مقام در برابر مطامع بيگانگان نمودند؟
افتخار نيست كه در جايگاه مدرس تكيه بزنند و يكي از اين نمايش استفاده كند تا از دموكراسي بگويد و اختلاف دولت و مجلس را مطرح كند و ديگري كه رئيس‌ امروز مجلس است، جمع دعوت شده‌اش را كه برخي از آنها محكومين و معاندان با نظام اسلامي هم بودند، سرمايه ملي كشور بداند!
ملت بر نبود احمدي‌نژاد آفرين گفت. زيرا اين نمايش سنخيتي با ملت نداشت و احمدي‌نژاد منتخب ملتي است كه با او پيوند گفتماني تنگاتنگ دارند. مراجع عظام تقليد، روحانيت اصيل و مردم بزرگوار قم، به روشني ديدند لاريجاني كه با هزينه‌كردن اين بزرگواران به مجلس راه يافت، چگونه مخالفان و مجرمان و محكومان دادگاه‌هاي نظام اسلامي را در «وحدت ملي» خود جاي داد. آيا سزاي مرجعيت و روحانيت اين بود كه نمايش سياسي لاريجاني در برگيرنده كساني باشد كه «عزت‌ سحابي» يكي از بهترينشان بود. او كه علاوه بر تكرار هميشگي در گفت‌وگو با بيگانگان، مبني بر عدم التزام به ولايت‌فقيه، در كارنامه درخشانش، شركت در شبه كودتاي 18 تير 78 هم ثبت است؟ يكي از امدادهاي الهي سوم تيرماه 84، عريان‌شدن همين باطن‌هاست.
 
منبع: سایت شخصی فاطمه رجبی
 
+ نوشته شده در سه شنبه نوزدهم آذر 1387ساعت 18:52 توسط باران |

اين خبر را بخوانيد ...

 به گزارش خبرنگار "سرويس فضاي مجازي" خبرگزاري فارس، علي كريمي نويسنده وبلاگ "فصل آگاهي" در راستاي حضور در خروش وبلاگي براي محكوم كردن جنايت‌ رژيم اشغالگر قدس مطلبي را با عنوان "غزه در خون و آتش ولي ما همچنان در خوابيم!" در يكي از پست‌هاي وبلاگ خود منتشر كرده است.
برپايه اين گزارش در بخشي از اين مطلب آمده است:


1/ اين خبر را بخوانيد


به گزارش خبرگزارى ها، از پنج ماه پيش تاكنون تنها 10 تا 15 درصد از مواد مورد نياز ساكنان نوار غزه از طريق معابر و گذرگاه‌ها وارد اين منطقه شده و اين در حالى است كه از 20 روز پيش نيز حتى اين مقدار هم اجازه ورود به نوار غزه را پيدا نكرده است.


وزارت بهداشت فلسطين در اين رابطه اعلام كرد: زندگى صدها بيمار فلسطينى ساكن نوار غزه به ويژه 180 كودك بيمار در بخش‌هاى مراقبت ويژه به خطر افتاده است و بر اثر از كارافتادن دستگاه‌هاى تنفس، مرگ، آنها را تهديد مى‌كند. علاوه بر اين 60 درصد آمبولانس‌ها نيز فعاليت خود را متوقف كرده‌اند.


محاصره غزه همچنين زندگى افراد سالم در اين منطقه را نيز تهديد مى كند چراكه بنابر اعلام رئيس سازمان آب غزه بر اثر قطع برق دستگاه‌هاى تصفيه آب از كار افتاده‌اند و انتظار مى‌رود مناطق مختلف غزه مملو از آب فاضلاب‌ها و آب‌هاى آلوده شوند.


50 واحد نانوايى نيز به دليل نرسيدن سوخت و آرد گندم تعطيل شده اند و مردم گرسنه مى خوابند. كميته مردمى مبارزه با محاصره نوار غزه در گزارشى اعلام كرده است: خسارت هاى مستقيم ناشى از محاصره غزه كه از دو سال پيش آغاز شده بالغ بر 850 ميليون دلار است. بر اثر محاصره همچنين، 140 هزار نفر كار خود را از دست داده‌اند.
در اين مدت ميانگين بيكارى نيز به 65 درصد رسيده است.
60 درصد از كودكان غزه از سوءتغذيه و كم خونى رنج مى برند و بيش از يك سوم قربانيان ناشى از محاصره را تشكيل مى‌دهند.


2/ محاصره نوار غزه از 5 ماه پيش شروع شده و ما آنقدر مشغول فرعيات هستيم كه تا در غزه فاجعه انساني رخ ندهد به خودمان تكاني نمي دهيم .


3/ فاجعه نوار غزه صحنه و عرصه امتحاني است براي كسانيكه فرياد انسان دوستي و حقوق بشرشان گوش فلك را كر كرده، آنهايي كه از حقوق يك همجنس باز، نمي‌گذرند و در انديشه تحول! عظيم در كشورند و يك امتحان ديگر براي كشورهاي مدعي حقوق بشر، گرچه آنها از خيلي وقت پيش امتحانشان را پس داده و رفوزه شده‌اند ولي بعضي از عوامل وطني شان هنوزم آنها را قبله آمال خود مي‌پندارند و باز هم امتحان براي كسانيكه براي يك موضوع كوچك و بي‌اهميت مقاله‌ها نوشته و قلم فرسايي مي‌كنند ولي در برابر فجايع انساني همچون غزه سكوت مرگبار گريبانشان را گرفته است .



4/ فاجعه نوار غزه اسباب رسوايي هم هست. رسوايي مدعيان دروغين شأن و منزلت انسان‌ها چه كشورهاي غربي و چه دلباختگان داخلي شان و همينطور رسوا كننده كشورهاي عربي كه داعيه رهبري جهان عرب حتي جهان اسلام! را دارند .



5/ مردم فلسطين بيش از 60 سال در اسارت رژيم صهيونيستي بوده و هستند. تنها در دهه اخير با اتكا به خود و شناخت و باور داشته هايشان توانستند در برابر اين رژيم سفاك ايستادگي كنند كه ثمره مقاومتشان دولت مردمي فلسطين است ولي باز هم بعضي‌ها توي فلسطين چشم به راه كمك‌هاي دولت‌هاي عربي هستند.
در اين 5 دهه كه منتظر عنايات دولتهاي عربي بودند چه چيزي نصيبشان شده؟ مردم فلسطين بايد روي پاي خود بايستند و به سران عربي همچون ملك عبدالله و حسني مبارك اميدوار نباشند كه آنها همانند اسلاف خود ملت فلسطين و حتي جهان اسلام را به بهايي اندك فروخته و خواهند فروخت . براي آنها رضايت بوش مهمتر از ناله و فرياد زنان و كودكان غزه اي است .



6/ گلايه‌اي هم دارم از وبلاگستان، از وبلاگ‌هاي ارزشي كه دير جنبيده‌اند و كم تعداد. از اين همه بلاگر ارزشي فعال انتظار مي‌رود حداقل براي اداي دين هم شده اعتراض خود را نسبت به جنايات رژيم صهيونيستي ابراز كنند و گلايه‌اي هم دارم از بلاگرهايي كه حتي جزئي‌ترين خاطرات زندگي‌شان را در وبلاگشان مي‌نويسند و براي هر موضوع ناچيز عكس‌العمل نشان مي‌دهند ولي در اين مورد بخصوص انگار كه فاجعه براي مردم كرات ديگر اتفاق افتاده و هيچ مسئوليتي در قبال مردم مظلوم غزه ندارند.


بعضي‌ها هم هر اتفاق و فاجعه‌اي را ربطش مي‌دهند به دولت و نظام! و تلاش دارند تا موج‌سواري كنند كه كار خيلي بدي هست.
در هر صورت چند جنبش وبلاگي توسط بلاگرهاي ارزشي راه افتاده كه لوگوي جنبش‌ها و مقالاتي كه در لبيك آنها نوشته شده در پايگاه وبلاگ‌نويسان ارزشي لينك شده است.


از دوستان درخواست مي كنم بيشتر از گذشته تحرك داشته باشند و نگذارند در سكوت ما بخشي از جهان اسلام زير يوغ ستمگران نابود شود.

منبع خبرگزاری فارس

+ نوشته شده در شنبه شانزدهم آذر 1387ساعت 13:16 توسط باران |

تمام عصرها با تو معاصر می شود روزی....

 

اول: سلام

 

دوم: او دلهای دردمند شیعیان را شفا میدهد... االلهم عجل...

 

سوم: این قضیه اصلاح ساختار اقتصادی هم داستانی هست برای خودش ها!

 

چهارم: در باره کردان از سایت روزگار یه مطلب  گذاشتم در باره حمل قرآن در سازمان فرهنگی و مقایسه اش با صحبتهای یکی از حضرات پیشین(که طبق منبع خبر فرموده بودند قرآن برای زندگی قبیله ای امده؟!!! ) میخواستم مطلب بنویسم چون منبع اعلام خبر مثلا محرمانه بود (البته مثلا!!) دیدیم فردا شر میشود یک دفعه. ما هم اقای افروغ نداریم که برایمان تقاضای عفو کند از کسی.

 

پنجم: نمیدانیم این اقای عدالتخانه عفو رو پذیرفتن یا نه.... گفتیم شاید اینجا هم بخواهند انقلابی عمل کنند که مثلا ما در راه اهدافمان کوتاه نمی اییم و اینا!

 

ششم: یه حرف خیلی قشنگ از مهربونترین آدم دنیا:

 پیامبر رحمت و مهربانی فرموده اند:هرگاه دو مومن یکدیگر را ملاقات کنند و دست یکدیگر را بفشارند،خداوند به آن دو صد رحمت نازل می کند که نود و نه رحمت از آن کسی است که دوست خود را بیشتر دوست می دارد و اگر یکدیگر را در آغوش گیرند هر دو غرق در رحمت الهی خواهند شد.

هفتم: در این بود درویش شوریده رنگ.... خود را مبین که رستی!

هشتم: که مال امام رضاس... یا هشت!

نهم: اینم هویجوریات به خاطر اینکه تعطیلی وبلاگ هویجوریات زیادی طول کشید!

دهم: اقای سروش وبلاگ ناگفته ها بروز کرده اند توصیه میکنم گوش بدید خالی از لطف نیست.

 

یازدهم: که یارب مر سنایی را سنایی ده تو در حکمت/ کز آن حکمت برشک افتد روان بوعلی سینا

دوازدهم :

بهار از پشت چشمان تو ظاهر می شود روزی
زمین با ماه تابانت مجاور می شود روزی

صدایت می رسد از پشت پرچین ها و دالانها
سکوت راه، در گامت مسافر می شود روزی

به جز رنگین کمان در شهر، دیواری نمی ماند
خدا در کوچه های شهر عابر می شود روزی   

بیابانها به گرد کوهها چون تاک می پیچند
زمین، سرمست از این رقص مناظر می شود روزی   

تمام برکه ها را خوی دریا می دهی ای ماه
درخت از شوق تو مرغ مهاجر می شود روزی 

ترنج آفرینش، قصری از آیینه خواهد شد
حریر نور و گل فرش معابر می شود روزی   

بتان بر شانه ی محراب و منبر سایه افکندند
تو می آیی،خدا سهم منابر می شود روزی

چه باک از طعنه ی ناباوران؟ ما خوب می دانیم
که شب می میرد و خورشید ظاهر می شود روزی

 سمند نور زلف تیرگیها را برآشوبد
به فرمانی که از چشم تو صادر می شود روزی

تو باقی مانده ی حقی، به زیتون و زمان سوگند
تمام عصرها با تو معاصر می شود روزی

در و دیوار دیوان غزلهای تو خواهد شد
و حتی سنگ با نام تو شاعر می شود روزی

 اللهم عجل....

یا علی مددی.....

 

+ نوشته شده در دوشنبه چهارم آذر 1387ساعت 15:45 توسط باران |

پاسخ محكم احمدي نژاد به هاشمي رفسنجاني

در 3 سال گذشته از آقاي هاشمي و ديگر حاميان و ياران ونزديكان ايشان مكرر شنيدهايم كه عدالت را به توزيع فقر و گداپروري تشبيه نموده اند. هاشمي رفسنجاني اظهار داشت:
 اینکه بگوییم تامین اجتماعی با دادن چند سهم به مردم عدالت اجرا می کند کار درستی نیست.نباید فرهنگ صدقه خور و گداپروری را بر مردم خود تحمیل کنیم


احمدى نژاد دو روز بعد در جمع مردم زنجان:
برخي با مسئله هدفمند كردن يارانه ها مخالف هستند و مي‌گويند كه اگر يارانه‌ها را هدفمند كنيم اين گداپروري است، ولي من خطاب به آنها مي‌گويم كه هدفمند كردن يارانه ها عين عدالت است.
به ملت ايران توهين نكنيد، اگر اين يارانه‌ها را امثال شما كه جيب‌ها و شكم‌هايتان پر است تخصيص يابد، خوب است؟شما از ملت فاصله گرفته‌ايد، شما ملت را خانواده، اطرافيان و هم حزبي هايتان مي‌دانيد، ولي اينگونه نيست. دولت مصمم است كه ريشه‌هاي اصلي مشكلات اقتصادي كشور را به مردم معرفي و علاج كند و علي‌رغم بد انديشي برخي افراد اقتصاد را معالجه كند


هاشمي رفسنجاني:
عدالت توسعه فقر نیست، عدالت توسعه غنا است که آن هم بدون توسعه امکانپذیر نیست. این هدف مسیرهای علمی و روشن دارد و با شعارهای پر زرق و برق امکانپذیر نیست

.
احمدي نژاد:
من يادم هست هر موقع كه ميگفتيم عدالت ،عده اي كه يك سري تئوريهاي وارداتي رابه زور تحميل مي كردند، مي گفتند آقا اين ها ميخواهند فقر راتوزيع بكنند. چه كسي گفته كه اجراي عدالت با فقر و توزيع فقر مساوي است ؟چرابه خدا دروغ مي بنديد؟ اجراي عدالت دستور خداست ،يعني خدا فقر را مي خواهد ؟به چه استدلالي؟ چرا به پيامبران دروغ مي بنديد؟شما چه كسي هستيد كه فكر ميكنيد خيلي مي فهميد؟چراتئوري هاي شما به پيشرفت بنيادين كشور منجر نشد؟ البته سرمايه گذاري هاي دولت سر جايش هست دولت زير ساخت ها را درست ميكند،اما اسم اين پيشرفت نيست. پيشرفت كشور زماني است كه همه استعدادهاي انساني اين كشور فضا براي رشد پيدا بكند،نه اينكه فكر بكنيم كه آن قدر جاده،پل و فرودگاه با پول بيت المال زده ايم. اجراي عدالت يعني دادن فرصت كافي و يكسان به همه استعدادها، نه فقط به قشر و طبقه اي خاص. 30/7/84

هاشمي رفسنجاني:
عدالت، توسعه، غنا و رفاه برای مردم بدون برداشت درست و توزیع صحیح منابع نفت بدست نمی آید، این که نفت را از چاه ها بیرون بیاوریم و بفروشیم که عدالت نیست.
۲۹ ارديبهشت در گفت و گو با خبرگزاری «موج» گفت: «ساختن اقتصاد کشور با شيوه گداپروری جواب نمی دهد و لذا بايد در عرصه توليد قدم های مهم و اساسی برداريم.»

احمدي نژاد:
اجراي عدالت يعني فرصت هاي كشور به طور عادلانه براي مردم توزيع بشود. اجراي عدالت يعني بستن راه درمقابل كساني كه با اتصال به قدرت ، باند ، گروه وجناح فرصت هاي بيشتري را در اختيار مي گيرند
كساني كه از اجراي عدالت متضرر مي شوند نمي آيند بگويند كه دست ما از بيت المال كوتاه شده ،به همين دليل دائم فرياد مي زنند و فشار مي آورند.8/8/84
ما مي گوييم عدالت. البته خوشبختانه ديگر نمي گويند و تكرار نمي كنند، اخيراً ديدم فقط يكي دو نفر مدعي هستند و حرفهايي زده اند. عدالت را به توزيع فقر تشبيه مي كنند يا مي گويند كه اگر دنبال عدالت باشي كشور عقب مي افتد. يا من ديده ام يكي گفته كه با يك لقمه نان بخور نمير
نمي شود عدالت برپا كرد، براي اينكه اصل عدالت را پايين بياورند. اگر بخواهيم جواب معمولي و به اصطلاح خيلي چكشي بدهيم، بايد بگوييم مثل اينكه شما نعوذ بالله از خدا بيشتر مي فهميد. خدا همه پيامبران را براي برپايي اول توحيد و بعد عدل فرستاد. مأموريت پيامبران بعد از ابلاغ توحيد برپايي قسط و عدل بود. چطور شما مي گوييد عدالت موجب عقب افتادگي است؟ ما مي گوييم بر عكس آن است. اگر شما بدون عدالت جلو برويد امكان شكوفايي استعدادها وجود ندارد. امكان ندارد كه بدون عدالت به قله برسي. در دنيا مي بينيم بدون عدالت به كجا رسيده اند. در همين كشور خودمان، پانزده شانزده سال عده اي فرياد مي زدند كه بابا عدالت را بايد وسط كار بياوريد. مي گفتند شما مي خواهيد فقر را توزيع كنيد. نه بابا ما مي خواهيم هم ثروت توليد كنيم و هم درست توزيع كنيم.
ما مي گوييم پيشرفت كشور همراه با عدالت امكان پذير است. ما عدالت را با پيشرفت و پيشرفت را با عدالت مي خواهيم. هر دو اينها را مي خواهيم و هر دو هم شدني است. هر دو با هم هستند. كساني كه آن حرفها را مي زنند بروند حاصل كار خودشان را ببينند. شما الان مي دانيد، من نمي خواهم آمار بدهم كه چقدر خانوار در اين كشور هستند كه تا قبل از اين دولت ماهي هجده هزار تومان دريافتي آنها بود كه حالا از پارسال ماهي 36 هزار تومان شده است و آنها با همين زنده اند. نرفته اند ببينند كه در خراسان جنوبي چه خانواده هاي فراواني كل درآمد ماهيانه آنها 50 هزار تومان است؛ همين الان.
بلوكه كردن ثروتها و توانمنديهاي كشور فقط با عدالت باز مي شود . سياستهايي كه در آن عدالت نباشد، فقط تمركز ثروت در جيب يك عده خاص نيست كه اين هست اما فقط اين نيست. ثروتهاي جامعه در مسير انحرافي به كار گرفته مي شود. مثال آن همين وضعيت قيمت برجهاي تهران است. يك ساختمان متري سيصد چهارصد پانصد تومان در مي آيد، اما متري چهار پنج ميليون خريد و فروش مي شود. خب اين ثروت آنجا بلوكه شده، اين پول بايد در جامعه بچرخد و ثروت و آباداني توليد كند. اما چون مناسبات عادلانه نيست آفات دارد. حالا تبعات اجتماعي و فرهنگي و .... بماند كه من نمي خواهم وارد بشوم.
بله شما وقتي بخواهي در مسير عدالت بروي، امتيازها را قطع كني و … يك عده سر و صدايشان در مي آيد، خب بيايد. يك دوستي چند روز پيش آمده بود به من مي گفت فلاني تو چه كار داري مي كني؟ خيلي داري اشتباه مي روي. گفتم چرا؟ گفت فلاني، فلاني، فلان گروه و همه از دستت ناراحت هستند، خراب كردي. دستش را گرفتم گفتم حالا بنشين اينجا يك آب خنكي بخور. مگر معيار حق اينها هستند؟ اينها كه شما گفتي كه خودشان منشأ بسياري از نابسامانيها در كشور ما هستند. ريشة بسياري از نابسامانيها در كشورند. كجا معيار حق شده اند؟ خب ناراحت باشند، ما كدام كار خلافي كرديم كه ناراحت هستند؟ از اينكه اين تيم، اين معاونين وزرا، وزرا و دولت به جاي اينكه هشت ساعت كار كنند و بروند خانه هايشان، دارند شانزده ساعت كارمي كنند ، اين چيز بدي است؟ از اين ناراحت اند؟ از اينكه راه افتاده اند جانشان را كف دستشان گرفته اند و دارند همة ايران را مي‌گردند و كار مي‌كنند، از اين ناراحت اند؟ اين كار بدي است؟ از اين كه مي گويند دين، خدا و عدالت، اين چيز بدي است؟ از اينكه مي گويند سود بانكي را پايين بياوريم تا توليد راه بيفتد، اين چيز بدي است؟ از اينكه سرمايه گذاري در اين دو سال اخير به شدت در كشور رشد كرده، اين چيز بدي است؟ از اينكه صادارت زياد شده، چيز بدي است؟ آخر چه چيز اين بد است؟ آخر اينها چه كار خطايي كرده اند كه شما مي گوييد بد است؟ بالاخره بگوييد اين جمع چه كار خطايي كرده اند؟ حق كسي را خورده اند؟ به مردم ظلم و بي احترامي كرده اند؟ چه كرده اند؟ خب ايشان چيزي نداشت بگويد. نه اينكه شماها و بنده اشكال نداريم. بالاخره ما هم آدم هستيم، اما بايد مقايسه كرد.

 

منبع وب سایت خبری تحلیلی استقامت 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در یکشنبه سوم آذر 1387ساعت 14:19 توسط باران |