تبليغاتX
یاد داشت های جیر جیرک... - خطبه تاریخی حضرت زهراء سلام الله عليها (دكتر سید جعفر شهیدى)

متن خطبه

نویسنده كوشیده است در برگردان این خطبه به نثر فارسى تا آنجا كه میتواند هنرهاى لفظى و معنوى را نگاه دارد.مخصوصا هنر سجع را تا حد ممكن رعایت كرده است و اگر در فقره ‏هائى از ترجمه لفظ به لفظ منصرف شده بخاطر رعایت این ظرافت‏ها بوده است

 

ستایش خداى را بر آنچه ارزانى داشت.و سپاس او را بر اندیشه نیكو كه در دل نگاشت.سپاس بر نعمت‏هاى فراگیر كه از چشمه لطفش جوشید.و عطاهاى فراوان كه بخشید.و نثار احسان كه پیاپى پاشید.نعمت‏هایى كه از شمار افزون است.و پاداش آن از توان بیرون.و درك نهایتش نه در حد اندیشه ناموزون.  سپاس را مایه فزونى نعمت نمود.و ستایش را سبب فراوانى پاداش فرمود.و بدرخواست پیاپى بر عطاى خود بیفزود.گواهى مى‏دهم كه خداى جهان یكى است.و جز او خدائى نیست. ترجمان این گواهى دوستى بى‏آلایش است.و پایندان این اعتقاد،دلهاى با بینش.و راهنماى رسیدن بدان،چراغ دانش.خدایى كه دیدگان او را دیدن نتوانند،و گمانها چونى و چگونگى او را ندانند

همه چیز را از هیچ پدید آورد، و بى نمونه‏اى انشا كرد، نه بآفرینش آنها نیازى داشت، و نه از آن خلقت‏سودى برداشت، جز آنكه خواست قدرتش را آشكار سازد، و آفریدگان را بنده‏وار بنوازد، و بانگ دعوتش را در جهان اندازد، پاداش را در گرو فرمانبردارى نهاد، و نافرمانان را به كیفر بیم داد، تا بندگان را از عقوبت‏برهاند،و به بهشت كشاند، گواهى مى‏دهم كه پدرم محمد بنده او و فرستاده اوست.پیش از آنكه او را بیافریند برگزید،و پیش از پیمبرى تشریف انتخاب بخشید و به نامیش نامید كه مى‏سزید، و این هنگامى بود كه آفریدگان از دیده نهان بودند.و در پس پرده بیم نگران، و در پهنه بیابان عدم سرگردان، پروردگار بزرگ پایان همه كارها را دانا بود، و بر دگرگونى‏هاى روزگار محیط بینا، و به سرنوشت هر چیز آشنا، محمد (ص) را بر انگیخت تا كار خود را به اتمام و آنچه را مقدر ساخته بانجام رساند، پیغمبر كه درود خدا بر او باد دید:هر فرقه‏اى دینى گزیده.و هر گروه در روشنائى شعله‏اى خزیده، و هر دسته‏اى به بتى نماز برده، و همگان یاد خدائى را كه مى‏شناسند از خاطر سترده‏اند

پس خداى بزرگ تاریكى‏ها را به نور محمد روشن ساخت و دل‏ها را از تیرگى كفر بپرداخت و پرده‏هائى كه بر دیده‏ها افتاده بود به یكسو انداخت، سپس از روى گزینش و مهربانى جوار خویش را بدو ارزانى داشت و رنج این جهان كه خوش نمى‏داشت،از دل او برداشت و او را در جهان فرشتگان مقرب گماشت.و چتر دولتش را در همسایگى خود افراشت و طغراى مغفرت و رضوان را بنام او نگاشت، درود خدا و بركات او بر محمد (ص) پیمبر رحمت،امین وحى و رسالت و گزیده از آفریدگان و امت‏باد، سپس به مجلسیان نگریست و چنین فرمود: شما بندگان خدا!نگاهبانان حلال و حرام،و حاملان دین و احكام،و امانت‏داران حق و رسانندگان آن به خلقید، حقى را از خدا عهده دارید.و عهدى را كه با او بسته‏اید پذرفتار، ما خاندان را در میان شما بخلافت گماشت و تاویل كتاب الله را بعهده ما گذاشت، حجت‏هاى آن آشكار است،و آنچه درباره ماست پدیدار و برهان آن روشن.و از تاریكى گمان بكنار و آواى آن در گوش مایه آرام و قرار و پیرویش راهگشاى روضه رحمت پروردگار و شنونده آن در دو جهان رستگار

دلیل‏هاى روشن الهى را در پرتو آیت‏هاى آن توان دید و تفسیر احكام واجب او را از مضمون آن باید شنید.حرامهاى خدا را بیان دارنده است و حلال‏هاى او را رخصت دهنده و مستحبات را نماینده و شریعت را راهگشاینده و این همه را با رساترین تعبیر گوینده و با روشن‏ترین بیان رساننده، سپس ایمان را واجب فرمود و بدان زنگ شرك را از دلهاتان زدود .

و با نماز خودپرستى را از شما دور نمود، روزه را نشان دهنده دوستى بى آمیغ ساخت و زكات را مایه افزایش روزى بى دریغ و حج را آزماینده درجت دین و عدالت را نمودار مرتبه یقین و پیروى ما را مایه وفاق و امامت ما را مانع افتراق و دوستى ما را عزت مسلمانى و بازداشتن نفس را موجب نجات،و قصاص را سبب بقاء زندگانى وفاء به نذر را موجب آمرزش كرد و تمام پرداختن پیمانه و وزن را مانع وفاء به نذر را موجب آمرزش كرد و تمام پرداختن پیمانه و وزن را مانع از كم فروشى و كاهش، فرمود مى‏خوارگى نكنند تا تن و جان از پلیدى پاك سازند و زنان پارسا را تهمت نزنند، تا خویشتن را سزاوار لعنت نسازند، دزدى را منع كرد تا راه عفت پویند و شرك را حرام فرمود تا باخلاص طریق یكتاپرستى جویند«پس چنانكه باید، ترس از خدا را پیشه گیرید و جز مسلمان ممیرید!»آنچه فرموده است ‏بجا آرید و خود را از آنچه نهى كرده بازدارید كه‏، تنها دانایان از خدا مى‏ترسند

سپس گفت: مردم، چنانكه در آغاز سخن گفتم: من فاطمه‏ام و پدرم محمد (ص) است‏«همانا پیغمبرى از میان شما بسوى شما آمد كه رنج ‏شما بر او دشوار بود، و بگرویدنتان امیدوار و بر مؤمنان مهربان و غمخوار»، اگر او را بشناسید مى‏بینید او پدر من است، نه پدر زنان شما.و برادر پسر عموى من است نه مردان شما، او رسالت‏خود را بگوش مردم رساند و آنانرا از عذاب الهى ترساند، فرق و پشت مشركان را بتازیانه توحید خست و شوكت ‏بت و بت‏پرستان را درهم شكست.

تا جمع كافران از هم گسیخت، صبح ایمان دمید و نقاب از چهره حقیقت فرو كشید، زبان پیشواى دین در مقام شد و شیاطین سخنور لال، در آن هنگام شما مردم بر كنار مغاكى از آتش بودید خوار و در دیده همگان بیمقدار، لقمه هر خورنده و شكار هر درنده و لگد كوب هر رونده، نوشیدنیتان آب گندیده و ناگوار، خوردنی شما پوست جانور و مردار پست و ناچیز و ترسان از هجوم همسایه و همجوار، تا آنكه خدا با فرستادن پیغمبر خود،شما را از خاك ذلت‏برداشت.و سرتان را باوج رفعت افراشت، پس از آنهمه رنجها كه دید و سختى كه كشید، رزم آوران ماجراجو، و سركشان درنده خو و جهودان دین بدنیا فروش، و ترسایان حقیقت نانیوش،از هر سو بر وى تاختند و با او نرد مخالفت‏باختند

هر گاه آتش كینه افروختند،آنرا خاموش ساخت و گاهى كه گمراهى سر برداشت، یا مشركى دهان به ژاژ انباشت، برادرش على را در كام آنان انداخت، على (ع) باز نایستاد تا بر سر و مغز مخالفان نواخت و كار آنان با دم شمشیر بساخت، او این رنج را براى خدا مى‏كشید و در آن خشنودى پروردگار و رضاى پیغمبر را مى‏دید و مهترى اولیاى حق را مى‏خرید، اما در آن روزها،شما در زندگانى راحت آسوده و در بستر امن و آسایش غنوده بودید

چون خداى تعالى همسایگى پیامبران را براى رسول خویش گزید، دو روئى آشكار شد، و كالاى دین بى خریدار، هر گمراهى دعویدار و هر گمنامى سالار و هر یاوه گوئى در كوى و برزن در پى گرمى بازار، شیطان از كمینگاه خود سر بر آورد و شما را بخود دعوت كرد و دید چه زود سخنش را شنیدید و سبك در پى او دویدید و در دام فریبش خزیدید و بآواز او رقصیدید، هنوز دو روزى از مرگ پیغمبرتان نگذشته و سوز سینه ما خاموش نگشته، آنچه نبایست، گردید و آنچه از آنتان نبود بردید و بدعتى بزرگ پدید آوردید

به گمان خود خواستید فتنه بر نخیزد، و خونى نریزد،اما در آتش فتنه فتادید و آنچه كشتید بباد دادید.كه دوزخ جاى كافرانست و منزلگاه بدكاران.شما كجا؟ و فتنه خواباندن كجا؟ دروغ مى‏گوئید! و راهى جز راه حق مى‏پویید! و گرنه این كتاب خداست میان شما! نشانه‏هایش بى كم و كاست هویدا و امر و نهى آن روشن و آشكارا، آیا داورى جز قرآن مى‏گیرید؟ یا ستمكارانه گفته شیطان را مى‏پذیرید؟«كسیكه جز اسلام دینى پذیرد،روى رضاى پروردگار نبیند.و در آن جهان با زیانكاران نشیند.

 




لينك ثابت نوشته شده در چهارشنبه یکم خرداد 1387ساعت 1:45 توسط ::باران::